تدویر جرگه مشورتی صلح یا فریب؟
صلح کلمه زیبای است که واقعآ تسکین دهنده و ارامبخش دلهای رنجکشیده و جنگ دیده مردم افغانستان می باشد. و یکی از ارزو های دیرینه مردم زجر کشیده ما که از دیر زمانی در انتظار ان بوده اند، اما تا اکنون به این ارزو خود نرسیده اند، همین صلح است.
اگر به تاریخ نظر اندازیم می بینیم که افغانستان کشور جنگ دیده ای است که از دیر زمان دچار جنگ و نزاع بوده است، فقط با وقفه های بسیار کوتاه که ارام بوده است، و یکی از وقفه های بسیار دراز ان دوران سلطنت ظاهر شاه است که چهل سال را در بر گرفت، بقیه همه اش در جنگ های داخلی و خارجی روبرو بوده است. یکی از دوره های جنگ و نزاع در افغانستان ، بیشتر از سه دهه تاریخی اخیر است که با روی کار امدن رژیم فاسد و ارتجاعی خلق و پرچم این دوره اغاز گردید و تا امروز نزاع های ناشی از ان ادامه دارد.
اگر افغانستان را از زمان حکومت کمونستان تا امروز مطالعه کنیم می بینیم که جنگ های زیاد داخلی اتفاق افتاده و ویرانی ها، مهاجرت ، کشتارهای زیادی ناشی از همان جنگ ها گریبانگیر مردم بوده است. از طرف دیگر، تلاش های برای رسیدن به صلح و ارامی صورت گرفته است مانند طرح سازمان ملل توسط نماینده ان بنین سیوان ، رفتن جناح های درگیر در خانه خدا برای صلح و اشتی، ... وغیره تا امروز در راستای اوردن صلح ادامه داشته، ولی متاسفانه این صلح به وجود نیامد.
سوال این جاست که چرا این تلاش ها به نتیجه نرسیده است و صلح تامین نشد؟ و ایا این جرگه مشورتی صلح که قرار است برگزار شود، کدام گره را باز خواهد کرد ، و زمینه صلح در افغانستان اماده خواهد شد؟
اگر به دقت اوضاع افغانستان را در این سه دهه مطالعه کنیم به نتیجه می رسیم که در مرحله عمل کوچکترین قدمی در راه صلح گذاشته نشده و کوچکترین کوشش مثبت و حسن نیت لازم ابراز نشده است. چون بدون در نظر داشت و مطالعه اوضاع و احوال افغانستان به عنوان یک منطقه مهم و استراتیژیک برای قدرت های جهان و منطقه و منافع انها از یک طرف و در طرف دیگر عدم انعطاف پذیری گروه های سیاسی دخیل در جنگ ، همیشه داخل اقدام شده اند اما بدون نتیجه.
باید اصل ریشه پیدا شود که چی چیز باعث جنگ شده و می شود ، و چرا جنگ ها خاتمه پیدا نمی کند؟ بلکه تشدید پیدا می کند. به نظر من دو عامل عمده در تشدید و ادامه جنگ و نزاع در کشور ما وجود دارد که حتی ریشه تاریخی داشته است. یکی عامل خارجی و دیگر عامل داخلی است.
عامل خارجی: البته از دیر زمانی یعنی از قرن 19 به بعد افغانستان موضوع رقابت کشورهای استعماری جهان به خصوص انگلیس ، شوروی و امریکا از یک طرف و در بعد از زمان اشغال شوروی کشورهای منطقه از طرف دیگر ، باعث جنگ های افغان - انگلیس ، تجاوز شوروی ، جنگ های داخلی و بالاخره حضور و تجاوز غرب در راس ان امریکا در افغانستان گردید ، که هر کدام جهت نیل به اهداف خود به جنگ های افغانستان دامن زده اند و تا امروز می زنند. این عامل، عامل اساسی و ریشه اصلی جنگ در افغانستان می باشد.
دیگر عامل داخلی است که زمامداران مستبد و خودخواه ، احزاب ارتجاعی(مانند خلق و پرچم) ، ناکارامد و پر مدعا ، جهت تقویت مقام و چوکی خود و جهت حفظ مقام و رسیدن به امیال شخصی و گروهی و قومی و جهت برتری قومیت و نژاد دست به تشدید جنگ ها زده اند ،که البته در این اواخر کشت و قاچاق مواد مخدر به عنوان نیروی مالی تشدید جنگ ، در عرض عامل داخلی اضافه گردیده است.
پس با همین منوال که تا امروز ذهنیت ها انکشاف نموده(تغییر نخورده) ، می توانیم صلح بیاوریم؟ با همین گفتارها ، شعار ها ، میتنگ ها و مجلس ها ، و ایا با همین جرگه مشورتی که امروز تابلوها و شعارهایش چهاراهی های شهر را فراگرفته است صلح به وجود می اید؟ البته بدون شک این شعارها، فعالیت حکومت را در راستای اهداف استعماری نشان می دهد. یقینآ جناح حکومت با شعار و تابلوهای خود نشان می دهند تا به خارجی ها بگویند پول های که در راه تدویر جرگه برای ما می دهید یکی همین (مصرف تابلو ها) است که ما نموده ایم و در اینده توانایی ها را داریم تا تابلو نصب کنیم ، احزاب را دعوت کنیم ، جامعه مدنی را دعوت کنیم ، از همه مهمتر اینکه علما و روحانیون افغانستان که عنصر تقویت کننده هر پدیده است دعوت کنیم و در مجموع مردم را امیدوار بسازیم که ما در راه صلح تلاش می کنیم ، مردم مظلوم بی چاره هلمند ، قندهار و سایر مناطق نا امن را امیدوار بسازیم که دیگر خانه ای تان بی مورد بمباردمان نمی شود ، بی جهت مورد حملات انتحاری قرار نمی گیرد ، جوانان تان کشته نمی شود. ایا با این گونه ، صلح تحقق خواهد پذیرفت ؟ در همین جرگه که البته ان طوریکه از نام ان هویداست جهت دریافت مشورت گروه ها برای رسیدن به صلح است ، احیانآ اگر طرح های واقعی که تحقق ان باعث اوردن صلح نسبی می شود ، در میان گذاشته شود ، عملی است؟
ایا کسی اگر در همین جرگه بگوید خارجی ها حضورشان باعث ادامه جنگ در افغانستان است ، پس باید انها از مملکت بیرون شوند و در عوض به تقویت نظام بپردازند تا راه صلح هموار شود. ولی می بینیم که افراد و گروه های پیدا می شوند که هشدار خواهند داد" در صورت بیرون شدن خارجی از افغانستان جنگ زیادتر می شود و بالاخره طالبان باز هم به قدرت می رسند و افغانستان دوباره مرکز تروریزم می گردد" و از طرف دیگر کسانی پیدا خواهند شد که بگویند " حضور انها قانونی و مطابق فیصله های سازمان ملل متحد میباشد" سخنان انها درست هم است چون طوری خارجی ها زمینه سازی نموده اند که اگر انها تحت فشاری از افغانستان بیرون شوند ، شاید به شکل فجیع تری افغانستان را میدان جنگ و خون ریزی بسازند. پس این طرح عملی نیست.
دیگران شاید طرح از بین بردن مواد مخدر را پشکش کنند و بگویند که باید از جامعه جهانی بخواهیم ما را در راه از بین بردن مواد مخدر کمک کنند تا ما به صلح دست بیابیم. می بینیم که این طرح هم بی مورد خواهد بود ، چون این نیاز به جرگه این قدر طویل و بزرگ نداشت ، این طرح از روز اول از طرف جامعه جهانی و حکومت ساخته انها ، در سرخط کاریشان (مبارزه با مواد مخدر) قرار داشت ، و دیدیم تا حال عملی نشده است. فکر می کنم فقط در حد شعار باقی مانده ، در حالیکه یکی از عوامل تشدید جنگ در افغانستان شناخته می شود.
دیگر طرح شاید مبارزه بر ضد فساد اداری باشد که یقینآ یک عامل در عرض سایر عوامل محسوب می شود برای تشدید جنگ در افغانستان ، و اگر در راه طرد ان واقعآ مبارزه شود شاید گوشه ای از مشکلات مردم حل شود و صلح را تقویت ببخشد. اما این طرح هم اگر ارائه شود بی مورد است ، چون دیدیم که هم جامعه جهانی و هم حکومت به ان اعتراف کرده و اعلان مبارزه بر علیه ان نموده ، حتی یک استراتیژی برای مبارزه با فساد جور شد ، یک ارگان مستقل برای تطبیق ان استراتیژی ایجاد شد ، ولی نتیجه چی شده بر همه معلوم و هویداست که از سر و دیوار مملکت فساد می بارد. پس این طرح هم بی مورد است.
شاید طرح دیگر این باشد که کشورهای منطقه و همسایه بخصوص پاکستان و ایران نتوانند در امور داخلی افغانستان دخالت کنند. این هم خیلی مشکل است چون موضوع بسیار پیچیده و در عین حال حساس و مهم ، که نیاز به یک طرح جامع و واقع بینانه ای دارد که بتواند هم منافع کشورهای همسایه را در نظر گرفته باشد و از طرف دیگر به حاکمیت افغانستان صدمه نزند تا بالاخره صلح را در افغانستان تامین کند. فکر می کنم این موضوع طرح ان شاید در حد یک سوال باقی بماند که عملی ان انقدر میسور نیست.
پس سوال این جاست که این جرگه را برای چی دایر می کنند؟ تا کی فریب؟ تا کی خدعه ، تا کی بازی دادن؟. ایا مردم مظلوم و ستم دیده افغانستان با چنین طرز فکر ، انتظار پیروزی صلح و پیشرفت ایده های صلح طلبانه انسان ها را داشته باشند؟. در کشوری که از یک طرف عامل ادامه جنگ ، کشت و قاچاق مواد مخدر است ، و کسی نتوانست ان را مهار کند ، و از طرف دیگر ترفند های سیاسی خارجی ها به خصوص امریکا در قسمت سرنوشت سیاسی و اقتصادی مملکت ما باعث تشدید جنگ و نزاع است. و حکومت هم فقط برای تطبیق اوامر و دستورات انها کار می کنند. درکشوریکه غربی ها با سیاست های استعماری خود ، یعنی سرازیر ساختن پول های هنگفت بدون بازخواست جهت ترویج مادی گری و ایجاد فضای بی اعتمادی در بین گروه های سیاسی ، شخصیت های مطرح کشور ، و دولت افغانستان ، کار می کنند و از طرف دیگر پول بگیرهای حکومتی و غیر حکومتی جهت حفظ چوکی و مقام ، و دریافت قرارداد های بزرگ ، و امثال ان مصروف هستند ، و چیزی که برای شان امروز مطرح نیست خدا ، ایمان و اخلاق و معنویت است ، وجدان انسانی و روح و روان بشر دوستانه به کلی مسخ گشته ، ملت چگونه انتظار صلح را بکشد.
البته به عنوان مسلمان معتقد هیچوقت امید خود را از دست نمی دهیم. امید داریم که روزی در کشور ما انسان های ملی و وطن دوست و با ایمان در صحنه بیایند و راه صلح را هموار بسازند و نیروی های مردمی را از نظر ایمانی و فرهنگی بسیج بسازند تا بالاخره به صلح مورد نظر خود برسیم و چهره های خائن و وطن فروش کشور خود را در ردیف شاه شجاع ، عبدالرحمن خان ، نادر خان ، تره کی ، حفیظ الله امین ، ببرک ، نجیب ، ................................ وغیره دفن تاریخ کنیم.
سید محمد تقی فضیلت
کابل – افغانستان
10 می 2010
20 ثور 1389