بسم الله الرحمن الرحيم

 

 سياست هاى مزورانه ى حامد كرزى

نويسنده: سيد حسيب مصلح

09 جولاى 2010

برای ما امروز قانون و اسلام مطرح نیست بلكه تنها و تنها منافع پاكستان مطرح است و بس. (يك كارمند پاكستانى)

حامد كرزى پس از آن كه توانست بار ديگر از طريق تقلب كارى هايى گسترده با همكارى همه جانبه ى حاميان خارجى اش به اريكه قدرت تكيه زند، طرح عوام فريبانه ى جرگه صلح با مخالفان مسلحِ رژيم كنونى را روى ‌دست گرفت. هدف كرزى از اين اقدام خطرناك مشروعيت بخشيدن به طرح مذكور جهت حذف نام سران طالبان و حزب اسلامى افغانستان از فهرست دهشت افگنان بين المللى است.

در ابتدا دولت امريكا با حذف اسامى دهشت افگنان افغان از فهرست سياه سازمان ملل متحد مخالفت نشان مى‌داد. اما بلآخره اداره اوباما با حامد كرزى پيش از داير شدن جرگه ى صلح مذاكراتى انجام داد. طرفين پس از تبادل نظر پيرامون طرح صلح رژيم با مخالفان مسلحش به توافقات دو بعدى‌ نايل گشتند. توافقات دوجانبه ى كرزى با امريكايى ‌ها نه تنها منافع ملى افغانستان را تحت الشعاع خود قرار داده اند بلكه زمينه ى انشعاباتى ‌را در بين بعضى از سران رژيم فراهم كرده است كه حتى امر الله صالح رييس رياست امنيت ملى كشور هم جهت دفاع از منافع ملى افغانستان از رژيم بريد و به صف ملت گرايان بر اساس باور هاى اسلامى و ملت گرايانه ى ‌خويش پيوست. امرالله صالح به گفته ى يك وزير بركنار شده ى رژيم ششمين فردى بود كه حامد كرزى از حضور وى در دستگاه رژيم خويش بسيار در هراس بود. كنار رفتن امرالله صالح از رياست امنيت ملى خواست هميشگى كرزى بود. ولى فقدان حضور امرالله صالح در راس رياست امنيت ملى زمينه را براى حزب اسلامى افغانستان و گروه حقانى آسان تر مى سازد تا با دل جمع بدون ترس و بيم زياد در داخل كابل بمب گذارى هاى بيش تر انجام دهند و بر متحدين خارجى رژيم با وارد كردن فشار هاى روانى تحميل كنند كه به خواست كرزى جهت پيوستن حزب اسلامى و طالبان به رژيم كنونى سر خم كنند و نيرو هاى‌خود را از افغانستان خارج سازند. حكمتيار و طالبان مى خواهند با كار برد فشار امريكا را بيش تر وادار به ادامه مذاكرات كنند. هدف اين دو گروه اين است كه امريكا آن ها را به صفت قدرت هاى ‌مطرح در افغانستان قبول كند و لجام رژيم را در اختيار آنان قرار دهد.

پيوند به موقع امرالله صالح به خط ملت گرايان يك اقدام نيك بر اساس منافع ملى افغانستان محسوب مى شود.  تمامى ملت گرايان افغان از همه شخصيت هاى مسلمان، ملت گرا، استقلال طلب، عدالت خواه، مخالفين استبداد داخلى، استعمار منطقوى و استكبار جهانى دعوت مى ‌كنند كه مانند امر الله صالح به  صف حركت مدنى افغانان بر اساس منافع ملى كشور در پرتو قرآن و سنت مطهر نبوى به پيوندند و با ترك رژيم متروك كرزى به حيات اين اداره پوشالى، نا مشروع، غير مردمى و ملت ستيز پايان بخشند. اكنون زمان تعيين سرنوشت مطرح است. طرح صلح كرزى در حقيقت طرح باز به اسارت و به ذلت كشانيدن ملت مسلمان افغانستان تحت سلطه ناميمون طالبان وحشى است. اين طرح شوم گويا صلح كرزى بايد به خاطر حفظ و دفاع از منافع علياى‌ملى افغانستان در همه ابعاد آن خنثى گردد. صلح با دشمنان اسلام، صلح با دشمنان مسلمين، صلح با دهشت افگنان داخلى‌و خارجى، صلح با دشمنان حيات سياسى افغانستان، صلح با دشمنان ملت مسلمان افغان، صلح با دشمنان مدنيت و ترقى، صلح با زن ستيزان، صلح با دشمنان دانش و فرهنگ گهربار مردم ما، صلح از نقطه ضعف با دشمنان يك خيانت و جنايت نابخشودنى است. مردم مسلمان ما در طى ساليان جهاد و مقاومت ملى عزيزان خود را به خاطر اين به قربان گاه ها ‌نه فرستادند كه نوكران استعمار منطقوى و استكبار جهانى‌زمام امور كشورى ‌و لشكرى افغانستان را به دست گيرند و يك رژيم مستبد، تبار سالار، تماميت خواه و قبيله گرا را در كشور ايجاد كنند و ملت ما را در بند ظلم قبيله گرايان، تعصب و تبعيض تبارسالارانِ تماميت خواه و قرائت هاى تنگ نظرانه از قرآن كريم و سنت مطهر نبوى  بر اساس فرهنگ و منافع قبيله اسير سازند.

افغانان نه مى‌خواهند از زير باران به زير نودان پناه به برند، بل افغانان مى‌خواهند به اين باران ظلمت تحميلى خاتمه بخشند و يك جامعه ى ‌اسلاميى متمدن، مرفع و عارى از هرگونه بى‌عدالتى ايجاد كنند كه در چنان يك جامعه همه شهروندان آن احساس مصئونيت، صلح و آرامش داشته باشند، و حقوق برحق و خداداد انسانى و شهروندى ‌همه ى شان به صورت مساويانه بدون هيچ گونه باج دهى به قشرى يا گروهى تامين گردند.

اكنون تعدادى از هواخواهان پيشين حامد كرزى كه خواهان تامين جامعه ى‌ مدنى، حقوق زن، حقوق بشر، به محاكمه كشانيدن جنايت كاران جنگى افغانستان و برقرارى صلح و امنيت و ترقى در كشور بودند و هنوز هم هستند از اقدام اخير كرزى ناراض شده اند و خواهان تشكيل يك جبهه جديد سياسى عليه سياست هاى رژيم كنونى هستند. در بين اعضاى اين گروهِ ناراض افرادى هستند كه خواهان مبارزات مدنى عليه ظلمت تحميلى هستند.

در برابر اين گروه ناراض يك مشت افرادى ديگر هستند كه آنان هم از سياست هاى كرزى خوشنود نيستند اما زير بناى تفكرات و نظريات بسيارى از اين افراد غرب گراى رژيم را فرهنگ ضد انسانى قبيله گرايى تشكيل مى دهد.  قبيله گرايانِ موافق و مخالف طرح صلح كرزى با طالبان و حزب اسلامى افغانستان تنها و تنها به اين مى‌انديشند كه زمام قدرت از چنگ ايشان بيرون نه گردد. آنان نه مى خواهند افغانستان از مرز بندى‌هاى‌تحميلى قبيله گرايى، قوم سالارى و تماميت خواهى به سوى فرهنگ ملت گرايى بر اساس منافع ملى از طريق تاسيس يك دولت و جامعه ى عادلانه در پرتو شريعت اسلامى عارى از هرگونه تبعيض و تعصب مذهبى، قومى، حقوقى، زبانى، سياسى و ... گام بردارد. تماميت خواهان دشمنان حقوق برحق و مساويانه ى همه شهروندان افغانستان هستند. تمامني خواهان ساليان متمادى است كه از سياست كاربرد تهديد، زور، زر، تزوير، حمله به شخصيت افراد مستقل و ايجاد فتنه و توطئه عليه نيرو هاى مردمى استفاده مى‌كنند.  تبارسالارنِ تماميت خواهِ قبيله گرا منافع فردى، خانوادگى و عايله ى‌خويش را در پرتو منافع قبيله قابل تامين مى‌شمارند و از همين رو با تحميل فرهنگ سلطه ى قبيله بر جامعه توانسته اند ملت ما را در قيد اسارت خويش در آورند. حامد كرزى يك تبار سالارِ تماميت خواهِ قبيله گراى فرصت طاب و مرتجع بيش نيست كه توانسته با ايجاد تفرقه بين سران مردمى افغانستان زمام امور كشور‌ى و لشكرى را با حمايت حاميان خارجى‌خويش غصب كند. طرح صلح كرزى به آن مى‌ماند كه مورچه هنگام مرگش بال مى كشد. طرح صلح كرزى با طالبان و حزب اسلامى انسان را به ياد آخرين روز هاى حيات ناميمون رژيم رجيم نجيب قصاب كابل مى اندازد كه با تلاش هاى مزورانه كوشش مى‌كرد بقايش را تضمين كند.

اهداف حامد كرزى

حامد كرزى از آغازين روز هاى انتصابش به صفت گويا رييس جمهور منتخب افغانستان متوجه بود كه، بر اساس بند دوم بخش سوم ماده ى شصت و دومِ  قانون اساسى رژيمش، هيچ شخص نمى تواند بيش از دو دور به صفت رييس رژيم  فعلى انتصاب گردد.

كرزى اين نكته را هم خوب مى داند كه پس ازختم دوره رياست نامشروعش در بين حاميان، طرفداران و هواخواهان رژيمش شخصى مو‌جود نيست كه به تواند در سومين نمايش نامه انتخابات رياست جمهورى افغانستان به صفت يك بديل قابل اعتماد وى با پشتوانه قوى بيگانگان در برابر ملت گرايان - سرداران جهادى، نيرو هاى ‌مقاومت ملى كشور، احزاب و سياسيون استقلال طلب كشور -  به رقابت به پردازد. كنار رفتن كرزى از صحنه سياسى افغانستان همه آن چه را تبارسالارانِ تماميت خواهِ قبيله گرا پس از 11 سپتمبر 2001 به صورت مفت و ارزان  به دست آورده اند بر باد خواهد داد. از اين رو كرزى تلاش دارد تا پيش از برگزارى سومين نمايش نامه انتخابات رياست جمهورى يك شخصى را با پشتوانه قويى نظامى ‌و قبيلوى در دستگاه رژيم كنونى شامل سازد تا حضور هم چون فرد خلاى قدرت را پس از ختم دور تحميلى رژيم نامشروعش پر كند.

طبق اطلاعات دست اول حاميان صادق رياست سركارى حامد كرزى در دستگاه رژيم كنونى بيش از شش صد و پنجاه تن نيستند. افراد فرصت طلب و مربوط به جناح هاى ‌مختلف فقط جهت دست يابى به يك سلسله اهداف مادى و سياسى خويش به دروغ سنگ وفادارى، تعهد، حمايت و هوادارى از رژيم كنونى را به سينه مى‌كوبند. دستگاه رژيم به مجمعى از جمع اضداد تبديل شده است كه بقاى آن به خنثى سازى حركت هاى مخالفين داخل رژيم توسط يك ديگر خود شان بسته است. اين نكته قابل يادآورى است كه حالا حذف حامد كرزى از صحنه سياسى افغانستان مايه خشم كسى مگر خانواده و اقارب و دوستان شناخته شده اش نه مى شود. حضور طالبان و حكمتيار در دستگاه رژيم براى مردم افغانستان غير قابل تحمل است. از اين رو كرزى بايد از صحنه سياسى افغانستان كنار زده شود تا ملت و كشور افغانستان از شر توطئه شوم وى و حضور دهشت افگنان بر اريكه قدرت نجات يابند. حضور كرزى بيش از اين بر اريكه قدرت به نفع حيات سياسى و وحدت ملى مردم افغانستان نيست. ملت گرايان اگر از اين بيش با حضور كرزى بر اريكه قدرت سكوت اختيار كنند، اين سكوت شان توسط  ملت ما و اخلاف ملت ما قابل بخشش نه خواهد بود

كرزى در طى ساليان حضور تحميلى اش بر كرسى رياست رژيم وابسته ى كنونى به امريكا پى برده است كه افرادى ‌مانند زلمى خليل زاد، اشرف غنى‌احمد زى، على‌احمد جلالى، انور الحق احدى، عبدالرب رسول سياف، ... به علت نه داشتن پشتوانه قوىِ قومى و نظامى و نه داشتن اعتبار بين حاميان خارجى رژيمش نه مى‌ توانند وحدت نظر و عمل را در بين تبارسالارانِ تماميت خواهِ قبيله گرا حفظ كنند و باعث بى اعتماد ميان آنان نه گردند. افراد نام برده نه تنها توان رقابت در برابر سران جهادى و مقاومت ملى در نمايش نامه انتخابات رياست جمهورى آينده را نه دارند، بل ايشان از نام و گذشته ى نيك در سطح ملى برخوردار نيستند تا ملت در صف ايشان بسيج شود. ايران و پاكستان به شمول متحدين امريكا هم با حضور افراد نام برده در راس يك رژيم وابسته به ‌امريكا در كابل موافقت نه دارند.

هم چنين حامد كرزى مطلع است كه اكنون سرداران جهادى و مقاومت ملى افغانستان متحدانه خواهان تاسيس يك جبهه سياسى جديدى هستند. سران جهاد‌ى  و مقاومت ملى به صورت جمعى ‌و فردى اكنون در حال گفت و گو هاى سازنده و مثبت با علما، سران اقوام، سياسيونِ ملت گرا، طرف داران جامعه مدنى، احزاب و سازمان هاى سياسى مستقل درداخل و خارج از كشور هستند تا با وحدت نظر و عمل و يك جا شدن با هم ديگر بر اساس منافع ملى در محور دفاع از ميهن، ملت و استقلال افغانستان براى بيرون رفت از وضع فلاكت بار كنونى و جهت پايان بخشيدن به بحران هاى ‌تحميلى بالاى كشور يك جبهه واحد و حركت مدنى را تشكيل دهند. اين حركت مدنى نه مى خواهد با سلاح گرم قدرت را به دست آورد بل با كسب آراى ملت خواهان تغيير رژيم بر اساس منافع ملى افغانستان است.

رژيم كنونى از بدو تولدش يك رژيم وابسته به امريكا و متحدينش بوده است. يكى از خاصيت هاى رژيم هاى ‌وابسته اين است كه سران آن در كنار اهداف، طرح ها و برنامه هاى‌حاميان خارجى خود داراى اهداف، برنامه ها و طرح هاى خودى هستند. در بسيارى‌مواقع نه بود توافق بين چنان اهداف، طرح ها و برنامه ها كشمكش هاى رنجش آور و گاه خونين را بين سران چنان رژيم ها و حاميان خارجى شان به وجود مى آورند. دو سال است كه حامد كرزى با درك هدف امريكا براى تعويض وى از مقام رياست سركارى رژيمش دست به يك سلسله بغاوت هاى جنجال برانگيز زده است كه مايه تشويش همگان شده است. در كشمكش بين اداره اوباما و كرزى منافع ملى و حيات شهروندان بى‌گناه افغانستان قربانى شده مى روند.  كرزى مى خواهد از سر بغاوت با اداره اوباما تا روى كار آمدن جمهورى خواهان پيش به رود. كرزى را اكنون باور به اين است كه اوباما در انتخابات آينده بازنده خواهد شد و دوستان اصلى وى زمام امور اداره امريكا را به دست خواهند گرفت. اما بيش از دو سال است كه امريكا به ناكام بودن اداره كرزى در عرصه ى رژيم دارى پى برده است. امريكا مايوسانه در پى يافتن يك بديل مطيع و قابل قبول پاكستان و متحدين خويش بوده كه هنوز به اين خواست خود نايل نه گشته است. پاكستان هم خواهان حضور يك رژيم قبيله گرا، مطيع و ضد هندوستان و ايران در افغانستان است.

حامد كرزى تلاش دارد با تطبيق طرح صلح خويش با حزب اسلامى ‌افغانستان و گروه طالبان يك ايتلاف قويى ‌را تشكيل دهد. كرزى‌مى‌خواهد با حذف نام سران گروه طالبان و حزب اسلامى از فهرست سياه سازمان ملل متحد زمينه حضور فعال گروه هاى مسلح مخالف را در دستگاه رژيمش فراهم كند. قرار است در قانون اساسى آينده ى رژيم بر اساس خواست تعدادى از فرماندهان طالبان براى ملا محمد عمر به صفت رهبر  يا امير رژيم يك جاى گاه نمايشى ايجاد گردد. هم چنين كرزى‌مى‌خواهد به خاطر قدر دانى از كمك هاى مستقيم حكمتيار به رژيمش زمينه شركت رهبر حزب اسلامى افغانستان ‌را در سومين نمايش نامه انتخابات رياست جمهورى آمده سازد.

كرزى متاسفانه هميشه در گام نخست بيش تر از همه به منافع قبيله و قومش فكر مى‌كند. كرزى عوام فريبانه از مردمى‌بودن، تاسيس يك جامعه مدنى، وحدت ملى، مشاركت ملى‌و مصالحه ملى حرف مى ‌زند.. حركت طرف داران كرزى‌در مجلس عوام شوراى ‌ملى‌عليه شهروندان هزاره تبار كشور بيان گر اين حقيقت است كه رييس تحميلى رژيم كنونى نه تنها طبق معمول فاقد اخلاق سالم سياسى است بل يك شخص دروغ گوى معلوم الحال بيش نيست. هنوز هم افرادى‌معامله گر مانند محمد محقق و ارتشبد عبدالرشيد دوستم بازى نيرنگ هاى كرزى را خورده مى روند. تا حال قدرت رژيم كنونى در كابل بر اساس معامله گرى هاى نامشروع و غير مردمى چنين افراد با كرزى استوار بوده است.

كرزى در گام دوم به منافع پاكستان و حاميان غربى رژيمش توجه ويژه دارد. براى كرزى انسانيت، اسلاميت و افغانيت يك شعار جهت فريب عوام مسلمان افغانستان بيش نيست. شعار سه بعدى فوق زمانى‌براى ‌كرزى مفهوم دارد كه منافع قبيله در پرتو آن تامين گردد. كرزى ‌مزورانه تلاش دارد تا با ايجاد ايتلاف بين حزب اسلامى ‌افغانستان، طالبان و بقيه تبارسالارانِ تماميت خواهِ قبيله گرا توافق همه جانبه ى پاكستان، عربستان سعودى، امريكا و بريتانيا را جهت حفظ كرسى ‌قدرت در دست هم نوعانش حاصل نمايد.

دوم مقام بلند پايه رژيم كه اكنون از سياست هاى رياست نامشروع آن ناراض شده اند به اين قلم بيان كردند كه كرزى براى حضور خود در دستگاه رژيم سه برنامه روى ‌دست دارد. اولى باورمند است كه:

1.      كرزى چند برنامه و طرح روى‌دست دارد. او مى ‌خواهد پس از آوردن طالبان و حزب اسلامى در دستگاه رژيم كنونى مطابق پيشنهاد حكمتيار رياست حكومت موقت را بر عهده گيرد. اما شرط اول حكمتيار براى شركت در رژيم اعلان رسمى‌و خروج چوكات بندى شده ى نيرو هاى خارجى از كشور در طى يك زمان معين است. بعد حكمتيار خواهان تاسيس يك حكومت موقت به رياست كرزى براى مدت يك الى دو سال است. سپس موصوف خواهان تغيير قانون اساسى رژيم است. هدف حكمتيار از آوردن تغييرات در قانون اساسى در ايام حكومت موقت اين است تا با حضور كرزى و حمايت سازمان ملل متحد و جامعه بين المللى به تغييرات تحميلى در قانون اساسى مشروعيت داخلى و خارجى كسب كند. اگر خواست هاى گلبدين حكمتيار در قانون اساسى گنجانيده شوند و مورد پذيريش ديگران قرار گيرند پس از آن زمينه ى گرفتن چوكى رياست جمهورى رژيم به طور آسان براى‌حكمتيار فراهم خواهد شد. حامد كرزى در آن صورت مى‌تواند به صفت وزير امور خارجه در دستگاه رژيم مورد پسند حكمتيار نقش بازى كند. اما بهير غيرت داماد حكمتيار هميشه مشتاقانه آرزومند آن روزى ‌است كه وزير امور خارجه افغانستان گردد.

 

2.      هم چنين در صورتى ‌كه اگر طالبان به رهبرى ‌ملا محمد عمر آخندزاده  به دستگاه رژيم به پيوندند و قانون اساسى را مطابق ميل خود تغيير دهند و زمام امور رژيم را به دست گيرند به كرزى اجازه خواهند داد تا عضو شوراى مورد نظر شان شود و رياست آن را بر عهده گيرد.

 

3.      اما به نقل قول از يك دپلومات بلند پايه رژيم كه اكنون ختم وظيفه شده: “آقاى‌كرزى يك آدم چال باز است. اول خوب دو بالا مى‌كند، بعد خوب ميدان مى ‌دهد سپس خوب چال مى زند و حريف خود را چنان مات مى‌كند كه نه فهمد از كجا خورده است. تا جاى كه ما خبر داريم، آقاى‌كرزى مى‌خواهد آقاى ملا محمد عمر و آقاى گلبدين حكمتيار را فريب دهد. آقاى ‌كرزى‌مى‌تواند آقاى حكمتيار را با چال خودش مات كند.  اگر در قانون اساسى تغييراتى وارد شود آقاى ‌كرزى ‌مى ‌خواهد بند دوم بخش سوم ماده ى شصت و دومِ  قانون اساسى افغانستان هم حذف شود تا زمينه اشتراك دوباره ايشان در انتخابات رياست جمهورى آينده فراهم شود. در صورتى‌كه يك طالب يا آقاى حكمتيار خود را نامزد مقام رياست جمهورى كند، آقاى‌كرزى‌هم خود را در آن صورت نامزد انتخابات رياست جمهورى خواهد ساخت.  جان مطلب اين است كه در اين صورت جامعه جهانى به خصوص امريكا اين بار باز مجبور خواهد شد كه از جناب كرزى حمايت كند، چون در مقايسه با به قدرت رسيدن آقاى ملا محمد عمر يا يكى‌از سران طالبان يا آقاى حكمتيار جامعه جهانى چاره ى به غير از حمايت از آقاى كرزى‌ نه دارد. جامعه جهانى به خصوص امريكا نه مى ‌خواهد يك طالب يا آقاى حكمتيار رييس جمهور افغانستان شود. تا جاى‌ كه من شخصاً مطلع هستم آقاى‌كرزى‌ هم از خدا مى‌خواهد كه قانون اساسى دست خوش تغييراتى قرار گردد تا همه خواسته هاى شان برآورده شوند. مردم افغانستان هم در آن صورت مجبور هستند بين طالبان و حكمتيار و آقاى ‌كرزى از جناب رييس جمهور پشتيبانى‌ كنند. مردم ما بين اين سه فرد به جز انتخاب آقاى كرزى چاره ى ديگر نه دارند، چون جناح مخالفان غير مسلح بسيار پاشان و سر درگم است. مردم ما هميشه به غير از انتخاب بين بد و بدتر و بدترين ديگر انتخابى نه داشته اند. كاش نسلى ظهور كند كه اين طلسم شوم را به شكند. با حضور طالبان و حزب اسلامى در حكومت شايد امنيت تامين شود، اما حقوق بشر، حقوق زن، عدالت اجتماعى، رفتن و پيش رفت به سوى ‌يك جامعه مدنى نا ممكن خواهد شد. مگر اين كه تحولات شگرفى چرخ نظام را به كلى دگرگون كند.”

تغييرات در قانون اساسى كنونى

آن چه مهم است اين است كه گلبدين حكمتيار تا حال رهبريت ملا محمد عمر آخند زاده را تحت هيچ شرايطى قابل تحمل نه مى‌شمارد و قبول نه دارد. حكمتيار حاضر نيست به ملا محمد عمر آخند زاده به صفت يك پيرو وى بيعت به دهد. حكمتيار مخالف هرگونه مقام براى‌ ملا محمد عمر آخندزاده در رژيمى‌كه خود رياست آن را بر عهده داشته باشد است. اعضاى بلند پايه ى ‌حزب اسلامى اصلاً طالبان را قبول نه دارند. حكمتيار كه زمانى‌عضو جناح خلق حزب جنايت كار ديموكراتيك خلق افغانستان هم بود هميشه با زور، تهديد، ايجاد ترس و به شهادت رساندن مسلمانان كوشش مى‌كند بر اذهان عوام كشور حكومت كند. اما ملا محمد عمر آخندزاده هم با گلبدين حكمتيار سر سازش نه دارد، چون حكمتيار رهبريت وى را نه تنها قبول نه دارد بل هميشه در پى حذف رهبر طالبان از صحنه سياسى افغانستان است.

در قانون اساسى رژيم فعلى جاى براى رهبريت نمايشى در صدر دستگاه رژيم وجود نه دارد. بر اساس خواست طالبانِ ناراض از جنگ بايد يك جاى گاهى مساوى به جاى گاه تحميلى مرحوم محمد ظاهر در قانون اساسى براى ملا محمد عمر آخندزاده به رسميت شناخته شود.

قرار است مطابق خواست طالبان و حكمتيار مواد قانون اساسى پيرامون نامزدى ‌و انتخاب رييس جمهور و گزينش وزرا به شمول صلاحيت هاى شان تغيير داده شوند. هم چنين قرار است كار برد اصطلاح جامعه مدنى و ماده ى كه همه مذاهب اسلامى را به رسميت مى شناسد از قانون اساسى فعلى بنابر خواست گلبدين حكمتيار و ملا محمد عمر آخند زاده حذف شوند. طالبان مخالف به رسميت شناختن حقوق مساوى بين مرد و زن در قانون اساسى هستند، چون آنان اين عمل را خلاف شرع مى شمارند. طالبان مخالف مكتب رفتن دختران و كاركردن زنان در دفاتر رسمى‌و غير رسمى‌هستند. حزب اسلامى افغانستان كه 18 پيشنهاد خود را براى تغيير قانون اساسى به حامد كرزى پيشكش نموده است هنوز حاضر نه شده است كه آن پيشنهاد هايش را صادقانه به نشر رساند.

طالبان خواهان تاسيس امارات اسلامى هستند، ولى حكمتيار با تاسيس جمهورى‌اسلامى تا جاى كه خودش رياست آن را بر عهده داشته باشد موافقت دارد. حكمتيار تبليغ مى كند كه بيش از 75 درصد آراى‌ملت را با خود دارد! در حالى كه طالبان در طى دو مذاكره با نمايندگان دول خارجى ادعاى پشتيبانى ‌ در صد مردم از خويش را سر داده اند.

خواست طالبان از حامد كرزى

در قدم اول طالبان مانند حزب اسلامى‌ افغانستان خواهان خروج نيرو هاى خارجى از افغانستان هستند. اما طالبان بر خلاف خواست حكمتيار خواهان خروج بدون قيد و شرط همه خارجى ها از افغانستان هستند.‌ شكست مذاكرات اخير بين رژيم و نمايندگان حكمتيار بر سر دو موضوع بود. اول اين كه حكمتيار از عدم توافق امريكا و ناتو جهت خروج نيرو هاى شان از افغانستان با رژيم دچار مشكل شده است و دوم اين كه تقرر ارتشبد بسم الله خان به صفت وزير امور داخله خشم حكمتيار را بر انگيخته است. تقرر ارتشبد بسم الله خان واكنشى‌بود كه رژيم در برابر كنش حزب اسلامى به خاطر حملات انتخارى در روز جرگه صلح كرزى اتخاذ كرد.

اما طالبان خواهان محاكمه كردن ارتشبد عبدالرشيد دوستم و ديگر سران و اعضاى جنبش ملى اسلامى افغانستان، كه در كشتار پنج هزار تن از طالبان تسليمى و اسير شده در مزار شريف پس از يازدهم سپتامبر 2001 نقش كليدى موازى ‌با امريكايى ها ‌بازى ‌كرده بودند، هستند. امريكا براى خشنود نگهداشتن طالبان و پاكستان كوشش دارد ارتشبد دوستم از صحنه سياسى افغانستان اخراج گردد. از همين رو از حضور ارتشبد دوستم در جرگه صلح خوددارى به عمل آمده بود. طالبان هم چنين مخالف حضور سران جهادى و مقاومت ملى در رژيم مورد نظر خود هستند.

كنار رفتن امرالله صالح از رياست امنيت ملى افغانستان و تقرر ارتشبد بسم الله خان به صفت وزير داخله رژيم زمينه ى پياده كردن برنامه ى صلح كرزى با طالبان و حكمتيار را بيش از پيش سخت ساخته است.

بر اساس اطلاعاتِ ‌موثق از دفتر رياست رژيم كنونى ‌تحقق پذيرى خواسته ى آرمان گرايانه اى حكمتيار براى تحت سلطه درآوردن مناطق شمال، شمال شرق و شمال غرب كشور يك كار غير عملى و بسيار دشوار است. رژيم مى‌خواهد با توافق امريكا  با واگذار كردن ولايات جنوبى، جنوب شرق و جنوب غرب به طالبان و واگذار ساختن شمال به حزب اسلامى افغانستان و ديگر مخالفان طالبان توازن قوا بين آن رقبا را حفظ كند. قرار است ولايات مركزى و كابل تحت سلطه هر دو گروه مسلحِ مخالف رژيم و طرف داران كرزى قرار گيرند تا با ايجاد توازن قوا از تسلط يك گروه بر سرتاسر افغانستان براى مدت پنج سال جلو گيرى به عمل آيد.

طالبان خواهان تاسيس امارت اسلامى و حكمتيار خواهان تاسيس جمهورى اسلامى بر اساس برداشت سياسى خود از اسلام هستند.

با آن كه حامد كرزى و طرف دارانش بر سر شركت حزب اسلامى افغانستان و طالبان در نمايش نامه ى انتخابات رياست جمهورى آينده بر اساس فرهنگ سلطه قبيله بر ملت به توافقاتى رسيده اند، اما حزب اسلامى افغانستان از ايتلاف با گروه طالبان شانه خالى مى‌كند. گلبدين حكمتياز از آن بيم دارد كه گروه طالبان با حذف جسمانى وى‌از صحنه سياسى افغانستان به حيات حزب اسلامى افغانستان هم خاتمه دهد، و بر سراسر افغانستان با حمايت پاكستان و عربستان در پرتو تحمل جامعه جهانى حاكم شود.

طالبان هم تا حال از ابراز نظر پيرامون ايجاد يك ايتلاف سياسى با حزب اسلامى افغانستان شانه خالى كرده اند. تعداد زيادى از اعضاى‌ حزب اسلامى توانسته اند به صفت فرماندهان طالبان در ولايات اطراف كابل فعاليت كنند. اما اين فرماندهان افراد كليدى گروه طالبان به شمار نه مى روند. جاسوسان حزب اسلامى افغانستان شبانه روز در تلاش هستند تا محل بود و باشد رهبران طالبان به خصوص ملا محمد عمر آخندزاده را كشف كنند و آن محل ستر و اخفاى وى را به امريكايى ها افشا كنند. حذف جسمانى رهبر طالبان زمينه ى متلاشى شدن گروه شان را فراهم خواهد كرد. آن گاه گلبدين حكمتيار مى‌تواند به صفت تنها رهبر تبارسالارانِ تماميت خواهِ قبيله گرا در ميدان سياست افغانستان تبارز كند. حضور مولوى جلال الدين حقانى خطرى را متوجه رياست گلبدين حكمتيار نه مى‌سازد، چون امريكا تحت هيچ شراطى حاضر به پذيرش گروه حقانى در هيچ رژيمى‌ نيست و علت آن كشته شدن جاسوسان امريكا توسط گروه مولوى حقانى در ولايت خوست است كه هيچ گاه مورد بخشش امريكا قرار نه خواهد گرفت.

اما تحقق پذيريى اهداف حامد كرزى در مورد ايجاد ايتلاف با گروه هاى مسلحى مخالف حضور نيرو هاى‌خارجى در افغانستان با يك مانع بزرگ تر رو به رو شده است كه در خفا مايه ى مايوسى شخص سركار رژيم گشته است. امريكا خواهان دستگيرى و حذف رهبران طالبان است. امريكا پيش از داير شدن جرگه صلح توانست با دريافت اطلاعات از طرف مخالفان مسلح طرح صلح با طالبان و پيشكش كردن آن اطلاعات موثق به آى اس آى ملا برادر معاون و فرمانده كليدى طالبان را به دام اندازد. ملا برادر كسى بود كه با سران رژيم ملاقات هاى را انجام داده بود كه باعث شناسايى و افشاى ‌محل بود و باش وى شد.

اهداف امريكا

امريكا پس از غور كردن پيرامون خواست حامد كرزى براى حذف نام سران گروه طالبان و حزب اسلامى از فهرست دهشت افگنان بين المللى برنامه ى به ميدان كشاندن سران آن دو گروه را روى دست گرفته است تا با شناسايى محل بود و باش ايشان آنان را يكى پس از ديگر شناسايى كند و سپس ايشان را يا دستگير نمايد يا به قتل رساند. سياست بازى موش و گربه امريكا در قبال دستگيرى ملا برادر كارگر افتاد. چنان چه اين سياست در گذشته باعث كشته شدن ملا منصور و برادر وى شد.

ديوان عالى امريكا هم هرگونه اقدام براى‌مذاكره با دهشت افگنان بين المللى ‌و حاميان آنان را به شدت رد كرده است. اقدام ديوان عالى امريكا يك مانع برزگ براى منع گفت و گو ها بين امريكايى ها و دهشت افگنان بين المللى محسوب مى‌شود. اما تصميم آن ديوان بالاى دولت مردان امريكا قابل تطبيق نيست.

كشته شدن ملا محمد عمر آخند زاده

اگر رهبر گروه طالبان توسط امريكا يا متحدينش كشته شود، اتحاد گروه طالبان از هم مى‌پاشد. بسيارى از سران و فرماندهان گروه طالبان به علت دادن بيعت به ملا محمد عمر آخندزاده نه مى‌توانند بر خلاف بيعت خويش به رژيم كنونى به پيوندند يا از جنگ عليه رژيم كنونى ‌و حاميان خارجى آن دست به كشند. كشته شدن رهبر طالبان همه سياست هاى كرزى را ضرب صفر خواهد كرد.

هم چنين اين آرزوى گلبدين حكمتيار است كه روزى ملا محمد عمر آخند زاده از صحنه سياسى افغانستان حذف شود. حامد كرزى با كوته نظرى و لجاجتى كه عليه بسيارى از سرداران جهادى و مقاومت ملى مانند استاد برهان الدين ربانى، داكتر عبدالله عبدالله، محمد يونس قانونى، استاد عطا محمد نور و ... دارد كوشش مى‌كند به هر قيمتى ‌كه شده ايتلاف مورد نظر خويش را با ملا محمد عمر آخند زاده و گلبدين حكمتيار ايجاد كند. اما طرحى را كه امريكا براى حذف سران گروه طالبان و افغانستان روى ‌دست دارد سر حامد كرزى‌، ملا محمد عمر آخند زاده و گلبدين حكمتيار را بر باد خواهد داد تا آرزوى رهبريت، رياست و حاكميت را در طى ساليان نزديك با خود به گور به برند.

طرح ايران و پاكستان

ايران و پاكستان مخالف حضور امريكا و هم پيمانانش در افغانستان و منطقه هستند. هر دو كشور از مداخلات نظامى امريكا در خاك هاى خود هراس دارند.  ايران توانسته است در طى هشت سال گذشته با گروه هاى مسلحى مخالف ملا محمد عمر آخند زاده و گلبدين حكمتيار به شمول اعضا‌ى ميانه رو اين گروه ها كه مخالف جمهورى اسلامى‌ايران نيستند همكارى‌هاى را از طريق ارسال اسلحه، دارو و برقرارى رزمايش هاى ‌چريكى و نظامى براى آنان در پايگاه هاى سپاه پاسداران در استان هاى مشهد، سيستان و بلوچستان ايجاد كند. رژيم كرزى و امريكا پيش از دستگيريى عبدالملك ريگى رهبر شورشيان مسلح بلوچ تبار ايران از دولت آن كشور خواسته بود كه اگر پايگاه هاى رزمايش و تمرين مخالفان مسلح رژيم كنونى در كابل را در خاك خود به بندد، براى فلج كردن شورش بلوچ هاى سنى ايران عبدالملك ريگى را به ايران تسليم خواهند داد. پاكستان هم از ايران خواسته بود كه اگر  كمك هاى خود را به بلوچ هاى جدايى‌ طلب شيعه مذهب پاكستان قطع كند، در دستگيرى ريگى اقدام و همكارى خواهد كرد. ايران به خواست امريكا، پاكستان و رژيم كرزى پاسخ مثبت داد. تسليمى عبدالملك ريگى به ايران ظاهراً بزرگ ترين ضربه را بر پيكر مخالفان مسلح جمهورى اسلامى ايران زد. امريكا هم از حضور عبدالملك ريگى در صدر رهبريت شورشيان مسلح بلوچ به علت روابط مستقيم آن گروه با گروهك دهشت افگن القايده ناراض بود.

دستگيرى عبدالملك ريگى كه يك دهشت افگن شناخته شده ى ‌بلوچ تبار ايرانى بود براى سران طالبان و گلبدين حكمتيار يك درس عبرت انگيز است. سران طالبان و گلبدين حكمتيار بايد بيدار شوند و به دانند كه دول و رژيم ها براى رسيدن به اهداف بزرگ از قربانى كردن مهره هاى دست نشانده، دست پرورده، وابسته و نوكر خويش هيچ گاه كوتاهى ‌نه مى كنند. ملا عبدالسلام ضعيف سفير نام نهاد گروه دست پرورده ى پاكستان در كتابش كه زير عنوان تصويرى از گوانتانامو - ترجمه وحيد مژده - پيرامون اين كه چگونه پاكستانى ها وى را به امريكايى‌ها تسليم كردند چنين نگاشته است:

یكی از آنان مرد چاق شكم بزرگی بود كه چهرهء سیاه رنگ، ریش تراشیده و لبهای كلفت و تیره رنگ داشت. از چهره اش آثار خشم و غضب هویدا بود. به نظرم آمد كه نماینده ای از دوزخ به ملاقاتم آمده است. وی با بی ادبی تمام به سخن گفتن آغاز كرد و گفت:

Your Excellency you are no more Excellency!   (جناب محترم شما از این ببعد محترم نیستید).

این سخن كه نمایانگر دشمنی شدید است فقط بر زبان كسانی می تواند جاری شود كه فاقد خرد اند و در آن شرایط هرگز به گفتن آن ضرورتی احساس نمی شد. او در ادامهء این سخن گفت:

تو می دانی كه امریكا یك ابر قدرت است و هیچكس در برابر آن قدرت مقابله را ندارد و با خواست این ابر قدرت نیز مخالفت ممكن نیست. آنها می خواهند از تو تحقیق نمایند. هدف از آمدن من نزد تو اینست كه ترا به امریكائی ها تسلیم نمائیم تا آنها از ما راضی شوند و پاكستان از خطر محفوظ بماند.

من در جواب گفتم كه این سخن درست است كه امریكا به زعم شما ابرقدرت است اما با وجود این در جهان قانون و اصول وجود دارد كه بر بنیاد آن اصول روابط جهانی تنظیم شده است. شما بر اساس كدام اصل اسلامی ویا غیر اسلامی با من این معامله را می نمائید و كدام قانون شما مجبور می سازد تا شما مرا به امریكائی ها تسلیم نمائید؟ شما قانونا این حق را دارید تا به من ابلاغ نمائید تا كشور شما را ترك نمایم.

اما آن مزدور بیرحم با كمال وقاحت به من گفت كه برای ما امروز قانون و اسلام مطرح نیست بلكه تنها و تنها منافع پاكستان مطرح است و بس.”

هان، اين سخنان نقل شده توسط ملا عبدالسلام ضعيفِ سفير گروه دهشت افگنِ پرورده ى پاكستان است كه به دروغ به نام تحريك طالبان شهرت يافته است.  كتاب ملا عبدالسلام ضعيف حاوى پيام بزرگى به حامد كرزى، ملا محمد عمر آخندزاده، گلبدين حكمتيار و طرف داران شان است. اگر چه حكمتيار پيش از فرار از چارآسياب مكر پاكستان را خوب تجربه كرده، اما هنوز او  از گزند روزگار پند نه گرفته است. باز زود روزى فرا مى رسد كه پاكستان بقيه سران گروه طالبان و حزب اسلامى افغانستان را تنها و تنها به خاطر منافع پاكستان قربانى خواهد كرد.

امروزه سياست افغانستان چنان پيچيده شده است كه در بازى شطرنج جغرافياى سياسى منطقه مهره هايش به صورت غير قابل باور با سرعت يا حذف مى شوند يا تغيير مى‌كنند و ديگر مهره هاى تحميلى جاى مهره هاى پيشين را پر مى نمايند. اين بازى ادامه خواهد داشت تا مهره هاى آن به طور كل از بين نه روند. اما هنوز در اين بازى هيچ يك از طرف ها برنده معلوم نه مى‌شود. در جنگ مجاهدين افغان عليه ارتش متجاوز اتحاد شوروى واژگون شده دولت پاكستان اتمى شد. در جنگ كنونى عليه دهشت افگنان در افغانستان كشور ايران به سوى اتمى شدن روان است. آيا اين يك طرح برنامه ريزى شده امريكا براى آمادگى به يك جنگ گسترده تر در سطح منطقه در آينده نيست؟

ايران با پاكستان و هندوستان مذاكرات مستمر و جديى را به راه انداخته است. هدف ايران ختم خصومت بين پاكستان و هند است تا لوله گاز ايران از طريق پاكستان به هندوستان كشانده شود. مانع بزرگ براى تحقق اين آرمان ايران جنگ در منطقه و اختلافات عميق بين پاكستان و هندوستان است. هندوستان دوست دروغين افغانستان تا حال در رابطه با خريدن گاز و نفت از افغانستان با رژيم كنونى در كابل مذاكره اى نه كرده است. براى ايران، پاكستان و هندوستان وجود و حضور يك افغانستان قوى در سطح منطقه از هر لحاظ غير قابل تحمل است. سه كشور نام برده خوش بختى‌خويش را در بد بختى افغانان جست و جو مى‌كنند. اين شرايط تار را فقط ملت مسلمان افغانستان مى‌تواند با به دست گرفتن سرنوشت خويش دگرگون سازد.