یادی از شهدای راه آزادی بیان وحقوق بشر

نویسنده: عزیز احمد بارز

20-08-2010

شهید میرویس جلیل خبر نگار بی بی سی: قتل های زنجیره ای خبر نگاران ،نویسندگان،شعرا ودانشمدان کشور ما از چند دهه است که ادامه دارد وچی شهدایی در راه آزادی بیان وحقوق انسان جان های شان را از دست داده اند که  هنوزادامه دارد. گذارش سال جاری موسسه نی که در بی بی سی نشر گردید  نشانده دهنده ان است که خشونت ها به شدت تمام علیه جان خبرنگاران ادامه دارد.که در یک دهه گذشته در افغانستان 252 مورد خشونت، صرف علیه خبرنگاران صورت گرفته است 1 . ده ها فعال مدنی وحقوق انسان وبزرگان مردمی از جانب افراد نا معلوم ترور ویا نا پدید شده اند که تا اکنون خانواده های شان از انها اطلاعی ندارند.

 این قتل های ضد بشری همه در پرده ی ابهام باقی مانده است وهیچ مرجعی مسئولی تا اکنون در زمینه کار مثمر که حد اقل بتواند به شناسایی قاتلان انها بانجامد ،انجام نداده است شهدای گران ارج چون عبدالقهار عاصی شاعر ساختار شکن معاصر، میرویس جلیل خبر نگار بخش فارسی وپشتو بی بی سی،شیما رضایی گوینده تلویزیون طلوع، خانم ذکیه مسول رادیوی کاپیسا ، شکیبا آماج گوینده تلویزیون لمر ، اجمل نقشبندی ، عیدالصمد روحانی خبر نگار بی بی سی ،سلطان منادی خبر نگار نیورک تایمیز قربانیان دهه نود تا اکنون اند.

من در سال 1994  مقاله را تحت عنوان{ میرویس جلیل چگونه به شهادت رسید؟} در مجله شهداء ارگان نشراتی وزارت شهداء ومعلولین افغانستان نشر نمودم اما حق دوستی میرویس جلیل شهید وسایر شهداء بر من وسایر دوستان وبانیان آزادی بیان وحقوق انسان صرف با نوشتن مقاله ای ادا خواهد شد؟ هرگز نه برآنیم تا با همکاری جمع از دوستان با جمع آوری زندگینامه هریک ازین جان باخته گان راه آزادی بیان بپردازیم در عین حال از مراجع مستقل حقوق بشری ودولت افغانستان تقاضا میگردد تا جهت شناسایی عامل وعاملان این قربانیان راه آزادی تحقیقات مستقل وبی طرفی را انجام دهند تا انها یی که دستان نا پاپاک شان بخون انها آلوده اندآشکارو به جزای اعمال شان برسند.

میرویس جلیل فرزند داکتر عبدالجلیل مسکونه اصلی ولایت لغمان ویکی از خبرنگار جسور بی بی سی فارسی وپشتو دهه نود در افغانستان بود. میرویس پس از فراغت از مکتب در دیار هجرت به صف کارمندان بی بی سی پیوست ودر فرصت کمی با ارایه گزارش های داغ صحنه های درگیری در کابل به مشهورترین خبر نگار وقت مبدل شد. میرویس شهید در پهلوی جسارت کاری هیچگاهی ترس خود را از طرف های در گیردر صحبت های با من پنهان نمیکرد،او انسان عاطفی بود با وجود تجارب کار مطبوعاتی گاهی فشار های جنگ وی را به قضاوت در عرصه کار مسلکی وادار میساخت،برای مثال در گزارشی به رادیوی بی بی سی در سال 1993 گفت:{ نیروهای دولتی در یک حمله برق آسا نیروهای حزب اسلامی حکمتیار وجنرال دوستم را از تپه مرنجان وبالاحصار بیرون راندند} فکر میکنم این اولین اشتباه مسلکی وی بود که عقده رهبران گروه های مذکور را بر انگیخت .

من ومیرویس دوستان وهمکاری مطبوعاتی بودیم ، درماه های آخر شهادت اش از من خواهش کرد که در تاسیس ( آژانس خبری مستقل) همکاری کنم، متعهد شدیم که باهم کار نمایم ،میرویس با مقامات دولت وقت در حال رایزنی جهت کسب اجازه کار آژانس بود هنوز اجازه دولت وقت که کارآژانس را رسما آغاز نمایم حاصل نشده بود که میرویس به شهادت رسید.

روز 10 جنوری 1993 من ،میرویس ویک خبر نگار امریکایی به رانندگی آقای امیر شاه فعلا      (خبر نگار اسوشیت پرس) در کابل  راهی چهار آسیاب مقر گلبدین حکمتیار جهت مصاحبه با وی شدیم میرویس با اعضای دفتر حکمتیار شناسایی داشت وقبلا وقت مصاحبه وملاقات مشخص شده بود، هنگامیکه از کنار بالاحصار کابل رد می شدیم چندین لندکلوزر به رنگ نخدی داشت از مقر بالاحصار بیرون میشد، میرویس گفت این موتر ها شبیه ی موتر های حکمتیار است هنگامیگه به مقری حکمتیار به چهار آسیاب رسیدیم  شخص که بقول میرویس یکی از منشی های وی بود مارا به دفترکار حکمتیار دعوت کرد اما بعد از چند دقیقه انتظار افراد حکمتیار برای ما جواب دادند که {صدر اعظم  با رهبران احزاب ملاقات دارند ومشغول اند نمیتواند با شما مصاحبه انجام دهند اما وعده میدهند که در هفته آینده شما را در کابل جهت مصاحبه بپذیرند} ما در بازگشت از چهار آسیاب از راه تپه های مشرف بر خیر آباد وقصر دارامان بطرف کابل حرکت کردیم در راه سری زدیم به دفتر حزب وحدت اسلامی در کارته سوم، میرویس میخواست با عبدالعلی مزاری اگر بتواند مصاحبه نماید که ازطرف دفتر آقای مزاری نیز جواب رد داده شد. شام بود که به کابل بر گشتم میرویس گفت: (احتمالاَ جنگی آغاز خواهد شد) دقیقا  ساعت چهار صبح روز شنبه 11جنوری 1993 کودتای به رهبری گلبدین حکمتیار صدر اعظم وقت علیه نیروهای دولت پروفیسور ربانی اغاز گردید که در فرجام به شکست مواجه شد امادر نتیجه این جنگ قدرت چه خانوادهایی که عزیزان شان را از دست دادند وکابل را به مخروبه ای مبدل ساختند که هنوز هم اثرات آن بوضوح دیده میشود.

کودتای 11جدی وتلفات ناشی از آن نفرت زیاد را در دل هر شهروندآشکارا ونهان داشت که میرویس جلیل شهید نمیتوانست ازین امر مثتثنی باشد وی بدون جانبداری جسورانه تر از گذشته وقایع افغانستان را که در پایتخت جریان داشت انعکاس میداد که باعث خشم جنگ افروزان میگردید.وی چند بار از طرف اداره امنیت ملی فرا خوانده شده بود وازین اداره درآغاز هراس   داشت ولی بعد ها همه طرف های جنگ را نادیده میگرفت و به ارایه وقایع بیطرفانه جنگ می پرداخت.

میرویس شهید برای مدتی به اسلام آباد رفته بود وشام 28 جولای 1994 برایم زنگ زد واز من دعوت کرد که فردا اگر ممکن باشد چای صبح را باهم بنوشیم من نیز  رفتم به دفتر بی بی سی واقع سرک 13 وزیر محمد اکبر خان وی ضمن صحبت های در مورد آژانس، خبرنگار ایتالیایی را که قرار بود باهم جهت مصاحبه با گلبدین حکمتیار به چها آسیاب بروند برایم معرفی کرد واز من نیز خواهش کرد اگر علاقه دارم  با انها به چهار اسیاب بروم اما من نسبت مصروفیت که داشتم معذرت خواستم ،هنگامیکه داشتیم صبحانه میخوردیم خبرنگار ایتالیایی خون بینی شد ما همه او را کمک کردیم تا به حالت عادی بر گردد بعد لحضاتی من ،میرویس ،خبرنگار ایتالیایی با ماشین (آقای شریف ولید) که ایشان بعد ها نیز بحیث خبر نگار رادیوی بی بی سی مصروف کار شدند، از وزیر اکبر خان حرکت کردیم انها مرا در خانه ام در کوجه گل فروشی شهر نو پیاده کردند وراهی چهار آسیاب ویا سفر بی بازگشت شدند.

ساعت 4:15 بعد از ظهر 29 جولای 1994 اتفاقا رادیو را روشن کردم که رادیو"حزب اسلامی" خبر شهادت میرویس جلیل را پخش کرد اما هیچ توضیحی نداد که وی در کجا وتوسط کی به شهادت رسیده است فکر می کنم که هنگام پخش خبر شهادت میرویس همراهان وی به محل کار خود نرسیده بودند. چگونه رادیو حزب اسلامی پیشتر از همه به خبر مرگ میرویس جلیل دست یافت ؟ بعداَََ جنازه میرویس شهید از ساحه چهل ستون که توسط نیروهای حزب اسلامی اداره میشد یافت شد که ده ها مرمی را نا جوانمرانه ویزدلانه بجان صدای رسایی صد ها شهروند کشور که روزانه خبر جنگ را از هنجره وی میشنیدند، شلیک نمودند..

راز های درقتل میرویس جلیل شهید نهفته است تا اکنون 17 سال ازآن می گذرد ولی نا شگفته باقی مانده است وهنوز هیج مرجع نیز تحقیق مستقلانه ای در زمینه انجام نداده است که بتواند درخور مطبوعات وقناعت خانواده ، مردم و اهل مطبوعات فرهم نماید . بی بی سی ، همراهان سفر میرویس ومراجع کشفی کشور تا اکنون درین زمینه سکوت کردند. اما محترم لطیفی نویسنده کتاب" My Forbidden Face , p 132 " در مورد قتل میرویس مینویسد:( میرویس جلیل ژور نا لیست افغان که همرای بی بی سی مشغول کار بود بوسیله نیرو های حکمتیار به قتل رسید  ژور نا لیست خا رجی که میر ویس افغا ن را در این سفر همرائی میکرد دلایل قتل وی را افشا نمود . میر ویس جلیل موجو دیت جنگجو یان عرب و پا کستانی را در کنار نیرو های حزب اسلامی فیلم گیری نموده بود. لذا حکمتیار میر ویس جلیل را به قتل رسا نید تا از افشای این اسرار جلو گیری نموده ومدارک وشواهد مر بوط به دخا لت اجیران خارجی را در میان صفوف حزبش  نا بود نما ید .)

از تمام نهاد ها ،شخصیت های فرهنگی ومدنی کشور وخانواده های شهدای گرانقدر راه آزادی مطبوعات وحقوق بشر آرزو دارم تا زندگینامه ،تصاویرو معلومات راکه لازم می بینند با ایمل آدرس ذیل برای ما بفرستند تا در رساله که تحت عنوان{ یادی از شهدای راه آزادی بیان وحقوق بشر} به همکاری جمع از قلم بدستان ترتیب وبه نشر بسپاریم تا یادنامه ای باشد برای ارج گذاری به پاس خدمات جان باخته گان راه آزادی.

عزیز احمد بارز

 15 اگست2010

aziz.barez@gmail.com

مناربع:

1. http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2010/07/100725_k02-afg-journalists-violetions-nai-reports.shtml.{صدیق الله توحیدی، رئیس سازمان "دیده‌بان رسانه‌ها" وابسته به موسسه نی گفت که این آمار شامل موارد خشونت علیه خبرنگاران از سال 1380 خورشیدی تا حال است.   علاوه بر این، در این گزارش آمده که در این مدت خبرنگاران در 12 مورد زخمی، 24 مورد ربوده، 58 مورد ضرب و شتم، 58 مورد بازداشت، 71 مورد تهدید و سه مورد زندانی شده‌اند. دیده‌بان رسانه‌ها 56 درصد از این خشونت‌ها را به دولت افغانستان، 26 درصد دیگر را به افراد ناشناس، 16 درصد را به طالبان و 2 درصد را هم به نیروهای خارجی نسبت داده است. البته این گزارش از 26 مورد قتل در ده سال گذشته، 10 مورد آن را منسوب به گروه طالبان و 16 مورد دیگر را منسوب به افراد ناشناس دانسته است. از مجموع این افراد 12 نفر خبرنگار خارجی بوده اند.}

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

تحقیقات درمورد مرگ منادی اعلام می شود

17:10/07:10:2009

ریاست جمهوری افغانستان اعلام نموده که به زودی نتایج تحقیقات درمورد قتل سلطان محمد منادی خبرنگار افغان که درعملیات نیروهای بریتانیایی درولایت کندز به قتل رسید را اعلام می کند.

همایون حمید زاده سخنگوی رییس جمهور روز سه شنبه در یک کنفرانس خبری در کابل ضمن آن که قتل تهدید و توهین خبرنگاران از سوی حلقات ویژه یی درافغانستان را یک عمل نادرست وبرضد خانواده ی ژورنالیزم درافغانستان خواند و وعده نمود که نتایج تحقیقات درمورد قتل سلطان محمد منادی را امروز چهارشنبه اعلام خواهد کرد.

منادی 25 روز پیش درجریان یک عملیات ویژه ی نیروهای بریتانیایی درکندزکشته شد اما همکار ایرلندی اش نجات یافت.

 

 

زندگینامۀ فشرده

 سلطان شهید

تحصیلات  ابتدایی / عالی

 

مرحوم سلطان محمد منادی فرزند قربان محمد در سال 1354 خورشیدی در یک خانواده متدین در روستای آستانه ولسوالی بازارک ولایت پنجشیر دیده به دنیا گشود.

 

 

منادی فرزند قربان محمد در سال 1354 خورشیدی در یک خانوادۀ متدین در روستای آستانۀ ولسوالی بازارک ولایت پنجشیر دیده به جهان گشود. دورۀ ابتدایی را در مکتب امیر شیرعلی خان و تعلیمات عالی را در لیسۀ نادریه در سال 1370 به پایان رسانید. مرحوم منادی در سال 1374 خورشیدی به فاکولته ژورنالیزم پوهنتون کابل شامل شد و پس ازیک وقفۀ طولانی به دلیل وقوع جنگ های داخلی سرانجام در سال 1382 خورشیدی از بخش مطبوعات این دانشکدۀ به درجۀ لیسانس فارغ گردید.

 

 

صلیب سرخ: سلطان در سال های دشوار زمامداری طالبان از 1997 الی 2002 در کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ کار می کرد و مسوول ارتباطات و مطبوعات دفتر محلی صلیب سرخ در گلبهار بود. کارهای مطبوعاتی سلطان به صورت عملی از همین جا آغاز گردید. وی به عنوان شخصی که در هماهنگی فعالیت های صلیب سرخ میان دفاتر شمال و کابل نقش اساسی داشت، از شهرت فراوان برخوردار بود.

نیویارک تایمز: پس از استقرار حکومت موقت، او به نیویارک تایمز پیوست و از سال 2002 الی 2006 به عنوان خبرنگار محلی گزارش های فروانی به زبان انگلیسی به این روزنامۀ معتبر بین المللی می نوشت. افزون بر تهیۀ گزارش ها، وی در بخش ترجمۀ میعاری متون از فارسی و پشتو به انگلیسی و همچنان پیشبرد امور دفتر نیویارک تایمز به عنوان یک مدیر نیز نقش برجسته یی داشت.

صبح بخیرافغانستان/آوانما/کانال هفت: مرحوم منادی در سال 2006 به "صبح بخیر افغانستان و آوانما پرودکشن" پیوست. او در این نهادهای مرتبط به هم به عنوان سردبیر، پرودیوسر و دایرکتر زیر نام "مدیر تولید برنامه ها" فعالیت های رسانه یی اش را پی گرفت. او بیشتر در بخش پوشش رویدادهای مهم جهانی صبح بخیر افغانستان را یاری می رسانید و پس از مدیرمسوول مهمترین مسوولیت ها را در بخش رهنمایی کارمندان و ادیت مطالب برای رادیو و ویب سایت صبح بخیر افغانستان به عهده داشت. افزون بر تولید برنامه های رادیویی، وی در مدت سه سال کارش در این دو نهادها، بیش از چهار فلم بلند هنری و دو فلم مستند را تولید و دایرکت نمود، اضافه تر از یکصد پیام آگهی تلویزیونی را برای نهادهای خارجی و داخلی در پیوند با پلیس ملی، اردوی ملی، مواد مخدر، بازسازی، حقوق بشر و حقوق زن تولید کرد که تا به امروز در رسانه های ملی به نشر می رسند. طراحی و راه اندازی برنامۀ انعکاس در رادیو تلویزیون ملی (به همکاری آوانما) از کارهای دیگر سلطان بود. سلطان منادی که نقش مدیریتی و رهبری در صبح بخیر افغانستان و آوانما داشت، در طرح ایجاد و راه اندازی تلویزیون هفت (که قرار است به زودی آغاز شود) نیز تعیین کننده داشت و تا قبل از رفتن به جرمنی به عنوان مدیر مسوول این تلویزیون نیز معرفی گردیده بود.

ماستری: سلطان منادی در اوایل 2009، به منظور اخذ ماستری عازم جرمنی گردید و دو بار در این مدت از خانواده اش در افغانستان دیدار کرد. در همین بار دوم بود که بنابر خواهش همکاران پیشینش در نیویارک تایمز برای تهیۀ گزارش و همکاری با ژورنالستان بین المللی این نهاد؛ با آن ها وارد همکاری گردید.

ژورنالست کامل: سطان با توجه به سابقۀ کاریش در بخش روابط عامه، مطبوعات، رادیو، تلویزیون، و آنلاین یک ژورنالیست موفق درعرصۀ روزنامه نگاری مولتی میدیا یا چندرسانه یی بود و افغانستان شاید تنها تعداد معدودی از این گونه ژورنالستان را در اختیار دارد.

آموزش ها/سفرها: منادی به منظور فراگیری آموزش های حرفه یی و یا نماینده گی از رسانه های افغانستان به کشورهای آسیایی وغربی ازجمله ایالات متحده امریکا، سویدن، دنمارک، جرمنی سفرهای آموزشی و کاری داشت و به تجارب و اندوخته هایش فراوان افزود.

خوی و رفتار: در سوگ سلطان، یک همسفرش در سویدن چنین نوشت: "آن کسی که به سلطان شلیک کرد، اگر می دانست که چگونه انسانیت را از مردی چنین شریف محروم می کند، حتماً دست نگه می داشت. دوست دیگرش می گفت: "اگر سلطان را نیم ساعت شناخته بودی دیگر دوست همیشگیش شده بودی، حتا اگر در عدم شناخت سلطان، دشمنش هم می بودی."...

شهادت: سرانجام، روز شنبه 5 سپتمبر سال جاری میلادی هنگامی که برای پوشش خبری رویداد بمباران هوایی نیروهای خارجی در منطقۀ چهادره ولایت کندز با یک خبرنگار ایرلندی – انگلیسی وارد این محل گردیده بود از سوی طالبان مسلح ربوده شد. اما با دریغ که سه روز بعد از این حادثه و اسارت نزد طالبان صبحگاه روز چهارشنبه 9 سپتمبر سال 2009 میلادی، در اثر عملیاتی که قوای انگلیسی برای نجات خبرنگارشان به راه انداخته شده بود، سلطان محمد منادی ناجوانمردانه به شهادت رسید و نامش در ردیف جاودانه های خانوادۀ رسانه یی افغانستان قرار گرفت. روحش شاد و یادش همیشه جاودانه باد.

از سوی همکارانش در صبح بخیر افغانستان