داکتر صاحب عبدالرحمن حاکمیت ملی وفضای جهانی را چنین به برسی ګرفته بودند:-
مسله «حاکمیت ملی» یکی ازمهمترین وحیاتی ترین مسایل جوامع بشری وبخصوص جامعه ما معسوب میشود که معمولآ در [فرهنګ سیاسی] بمعنای « حق انتخاب ،برای تمامی مردم درهمه اموربخصوص حق نوع انتخابات حکومت ودولت وهمچنان حق نظارت به عمل کرد حکام»ویا به عباره دیګر (حق حاکمیت مردم برسرنوشت وطرق زندګی کردن خویش در ارتباط با رژیم ها ودولت های حاکم)میباشد۰ واما در«فرهنګ حقوق بین المللی » «حاکمیت ملی» تابع دو واقعیت است : اول ـحق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در چوکات قدرت های حاکمه داخلی ودولت ها دوم ـ حق حاکمیت ملت ،به عنوان یک کل تاریخی وبا هویت ،بر منابع مصالح ،طریقه زندګی وحتی فرهنګ خویش در برابر ابر قدرت های خارجی. درمنشور ملل متحد نیز مفهوم حق حاکمیت ملت ها از هردو زاویه مورد بحث قرار ګرفته است بنا برین در زندګی سیاسی ،اجتماعی ،اقتصادی یک ملت تحقق حاکمیت ملی بدون درنظرداشت وتوجه به تأثیرات متقابل واقعیت های داخلی وخارجی میسرنمیباشد ۰ وهر ملت باید شناخت دقیق از وضع جهانی داشته باشد تا جای مناسب خویش را در وضعیت پیدا کند ۰ قرن بیست قرن رویا رویی دوابزقدرت :امریکا ابر قدرت نوپا واتحادشوروی۰مبارزه دونظامی سیاسی، اقتصادی ونظامی ـ نظام سو سیالستی ونظام سرمایه داری درجهت فرمانروای کامل بر جهان بود که مسله ء ایدیولوژی به عنوان وسیله درین کشمکش ها یعنی در جنګ سرد افزوده شد۰ باپایان یافتن جنګ سرد وفروپاشی بلاک سوسیا لیزم در پایان قرن بیستم مفاهیم تازه بنام « جامعه جهانی » ،«بازار جهانی»،«امنیت جهانی ومصلحت جهانی » عنوان شد که راه تحقق عناوین درکل، زیرنام«نظام نوین جهان» تلاش وجدال جریان دارد واز مسیر این جریان همچنان سه مانع فکری وایدیولوژیک ناسیونالیزم ـ فاشیزم ـ کمونیزم ،درطول قرن بیست است سر ګذاشته شد ولیبرالیزم به عنوان اند یشه تکامل در تمدن غرب، فاتح وجهانی شدن آنرا با مشروعیت برخاسته از ضرورتهای تاریخی وایوؤلوژیک میدانند وحق حاکمیت ملت هارا نیز در فضای جدید مطالعه وآرزو دارند۰ اما تصور اینکه بایک قطب شدن جهان جنجال ها وکشمکش ها خاتمه پیدا میکند وکانون های بحران فروکش میکنند تا هنوز چنین نشده است۰ کشورها بخاطر حفظ حاکمیت و منافع خویش درتقلا هستند ،کشور ویا چند کشور در تلاش جانشین شدن اتحاد شوروی سابق میباشند۰اتحاد شوروی ازهم پاشیده شده جهت حفظ خویش وجلوګیری از نابودی تدریجی زیر نام کشور های مشتر ک المنافع دریک همکاری لرزان قرار دارند ،ګاهی بعضی ازین کشورها فریفتهء دنیای پر زرق وبرق غرب می شوند وګاهی بقاء وحفظ خود وحاکمیت خودرا درهمکاری منطقوی میبینند ۰که ازبکستان وترکمنستان ازجمله این کشورها هستند۰ درصورتیکه ازبکستان در سال ګذشته ازامضای قرارداد نظامی تاجیکستان باروسیه که حضور قوای روسی رادر تاجیکستان تسجیل میکرد ،انتقاد کرد ولی چندی قبل خود ازبکستان باروسیه ،یک معاهده دفاعی به امضاء رساند وکریموف به خبر نګاران ګفت: «که حضور نظامی روسیه در آسیاه میانه عامل ثبات اوضاع خواهد بود» کشورهای اروپایی باوجود همنوایی درابعاد مختلف«نظم نوین جهانی»درفکر منابع وارتقأ اقتصادی خویش هستند۰وتشکیل اتحادیه اروپا یک حرکت دفاعی –تهاجمی دربرابروضع اقتصادی جهانی است تامنافع خویشرا حفظ نمایند۰حتی چند روزقبل وزیر دفاع المان دریکی از جلسات اروپایی ضرورت قدرت دفاعی نظامی را برای اتحادیه اروپالازم دانست۰ وکشورهایکه درحدتوانایی دفاع درجهت مشروعیت برای حقوق سیاسی واستقلال فرهنګی ومنابع اقتصادی هستند،ایستادګی دارند ،وحتی درفکرګسترش نفوذ خویش اند که میتوان ازچین –ایران-روسیه-هند-جاپان و۰۰۰نام برد۰درین اواخردرآسیا ازنظربعضی تحلیل ګران انتظار همکاری های بیشتربین روسیه،هندوچین ویااتحاد بین روسیه، هند وایران میرود۰البته وضعیت جدید جهانی با موضوع رشد روزافزون سرمایه روبروست ،که رشدوبقای جهان درګرو رشد دوام دار آنست۰ورشد آن به اختیار ګرفتن هر چه بیشترفضای جهانی(محیط زیست،منابع انرژی،منابع طبعی مواد خام وبازارهای مصرفی)است یکی ازموارد سرمایه ګزاری تولید وفروش اصلحه بوده که ناګزیر به بازار مصرف نیاز دارد۰ اکثرآکانون های بزرګ بحران ناشی ازتلاش درجهت بدست اوردن منابع وبازارمصرف است۰وضعیت جدیدجهانی درکنار بسامسایل،موضوع تمدن هارانیز مطرح مینماید ودیده میشوددرسطح حاضر بخش بزرګ فرهنګ غربی درواقع به نقاط دیګر جهان سرایط کرده وتلاش ها به سوی«فرهنګ جهانی»مانند«جامعه جهانی» است۰اګرشاخه اصلی در«تمدنها»راتداوم آنها بدانیم دیده میشود که تمدن هاوجوامعی موجود دنیاهریک آداب،سنن وروشهای بخصوص خود رانمایندګی میکنند۰آداب وسنن که زادهء تجربه درازمدت آنها در ارتباط محیط ومحیط اطراف شان میباشد۰این تجارب فرهنګها وارزشهای متناسب باخود را نیز بوجودآورده اند که میتوان آنرا ذخیره حیات وتمدن بشری دانست بنا برآن امروز تلاش قاره یی وملتی درجهت تمایزاز دیګران،دلبستګی خاص خود رابوجودآورده است۰واین تمایز رادرحفظ بنیاد وارزشهای فرهنګی خود میدانند۰چون تهاجم جدید فرهنګی جلوه کمتری درفرهنګ های بومی شان مانند فرهنګ جاپانی،کنفوسیونی،هندو،بودایی،ارتدوکس،ویا اسلام دارد۰وواکنش های را حتی بصورت واکنش های افراطی بوجود آورده است۰درمنطقهءکه مازیست مینمایم همچنان نمیتوان دور ازتأثیرات متقابل وضعیت جدید جهانی باشیم،کشورهای منطقه مایا مجذوب ویا با حفظ حقوق سیاسی واستقلال فرهنګی وارتقأ اقتصادی خویش،همنواویابه حالت دفاعی باوضعیت جهانی است۰ کشورمانه ازوضعیت جهانی ونه ازموضع ګیری های منطقوی وکشورهای همسایه در امان بوده ،طرفی بحیث ګذرګاه سیاسی واقتصادی وازسوی دیګر بحیث پایګاه عمیق استراتیژیک وازجانبی به عنوان یک جبهه دفاعی ویک سد در مقابل دیګران،ازتوجه به منافع طبعی دست نخورده آن مورد هجوم سیاسی ـاقتصادی،فرهنګی ونظامی قرار میګیرد۰هرګونه موضع ګیری وبرخورد بااین شرایط ازیک استراتیژی حساب شده برخوردار باشد تا به« حاکمیت ملی»درابعاد مختلف آن رسید۰که تنها ملاک صحت وراستی این استراتیژی،حوزه عمل ونتیجه نهایی آن در عرصه واقعیت دشوار وبی رحم شرایط امروز میباشد۰پس اتکأ بروجود اندیشه های خشک تنګ نظرانه ودل خوش کردن به یک سلسله اصول وموازین دګم،بدون توجه به واقعیت های که هرلحظه ممکن است تمام هستی باقیمانده ملت مارا بتاراج بردواثری ازارزشهای ملی برجای نګذارد۰چه معنی میتوان داشته باشد؟ مجموع ارزش های ملی واسلامی درقلب یک تفکر اسلامی وملی در رویارویی باواقعیت های داخلی وخارجی به یک استراتیژی درست ونیرو مند تکیه نمایدومستقل ازهجوم رویداد هاوتحولاتی که میخواهند برما تحمیل کنند۰ همه ارزش هارا پاسداری کنیم ! اماهرګز ازواقعیت های بی رحم امروز غافل نشویم۰ تجربه ۲۲سال اخیر حکومت ها،احزاب وتنظیم هادرکشورمانشان داد که خواستند مستقل از واقعیت هاوامکانات وریزرف های جامعه ماوجهان،آروزها وخواستهای شانراکه ارزش فکرمیکردند حاکم نمایند۰ګرچه اتکأبرتصمیم وعمل برارزش ها،امتیازیست غیرقابل انکار،ولی ذهن وزوق وسلیقه شخصی هرفرد ارزش نیست۰ارزش امرقبول شده جامعه است۰همچو افراد وګروها میتوانند بخاطردیدګاهای خویش ازرفاوآسایش فردی وګروی خویش بګذرد،وحیات خودرا برای حفظ آنها به مخاطره اندازد،ولی درچار چوب جا معه ،وسرنوشت ملت یک فرد، یک مقام،ویا یک دولت هرګزنمیتواندادعا کندکه«برای اصولم،حاضرم تمام موجودی مادی ومعنوی جامعه ام رافداکنم»این حق،حق مردم است وچنین روش هاضربه بر پیکر حاکمیت ملی در هردو بعد آن است عوارض این نوع روش ها را حزب دموکراتیک خلق«مزه»کرد،جامعه را به کجا کشاند،عامل وآغازګرچه بحران وبی ثباتی درکشور ګردید (وهم مامله ګری های چند تن یک حزب ویک ارمان را زیر سوال برد)،نه تنها شیرازه جامعه را درهم ریخت ،کشور مورد تجاوز قرارګرفت وچه دستهای آزوطمع به کشورمادرازګردید، دردوران جهاد وحکومت مجاهدین نیز عین تجربه تکرارشد۰ پیاده کردن الګوهای ذهنی افراد،عوض ګرفتن معیارهاوارزشها،بکار بردن نادرست ارشهاباوجودنداشتن یک چارچوب استراتیژیک صحیح مطابق به واقعیت ها وامکانات ،جامعه وجهان ،پیامد های چنین برخوردها واطفأ عقدهای خودخواهانه بخصوص درترسیم سیاست خارجی یک دولت بسیارتخریب کننده وویرانګراست۰به عنوان مثال دربرابریک قدرت جباروزورګوی یک سیاست قهرآمیز( باوجودیکه به ارزشها تکیه داشته باشد)اتخاذ شود حتمآان قدرت آنقدرتحریک میشود که نهایتآ به کشور مذکور هجوم میاورد۰هجومیکه بخش قابل توجه از توان مادی واقتصادی فرهنګی،سیاسی،نیروهای انسانی وکار آمد آنرامضمحل خواهد کرد۰اګرهم شکستی درین مورد پیش بیاید عوارض روحی آن ګریبان مردم راخواهد ګرفت۰بنحویکه همان ارزشها بافداکردن منافع جامعه، قصد نګهداری آنراداشتن ،درنظرمردم دچار تزلزل میګردد۰برعکس ضدهمان ارزشها فضای بسیارمناسب جهت رشدونموخودمیابند که بازجنبیدن دیر است۰ چنانکه در دوران اخیر،حزب دموکراتیک خلق دیده شد که بعد ازتجربه ناکام برخورد شان باجامعه،وجهان ازشعارهای بی پشتی بانه به عاریت ګرفته شده عقب نشستند۰ولی دیګردیرشده بود۰عملأ ضرروزیان مضاعفی برای حزب خود ،ملک وملت به ارمغان آورده بود۰ بعدازسقوط کابل بدست طالبان دربعضی ازحلقات تغیر روش درامورداخلی دیده میشود ازحالت بی اعتنایی محض دیروزدرسطح اتکأبه خارج سقوط کرده اند۰این روش نیزدر جهت حفظ منافع قدرت بوده نه به نفع حاکمیت میباشد۰هیچ تفاوت ندارد که این قدرت های خارجی کی باشد بلکه تهدید برای منافع وحاکمیت ملی میباشد،طوریکه دیده میشود حیات تاریخی،هویت فرهنګی واستقلال سیاسی کشور ما درمسیر تهاجم قرارګرفته است که هرګز بقأ مارانمی خواهد ! بنأ برای ماافغانها دو راه ودو انتخاب بیشتر وجودندارد یا اینکه درمقابل این سیل بنیاد برکن،که در سراسرکشورروانست تسلیم شویم وبقأخود را درپی آن قربان کنیم واضملال هویت فرهنګی وتاریخی مانرا بپذیریم ویا انتخاب دوم داشته باشیم٬که توسل به ایزد یکتاوحرکت ملی سراسری ورفتن به سوی وحدت ملی و حاکمیت ملی دریک استراتیژی دقیق واقع بینانه است که اساس این استراتیژی،منافع عادلانه ومشروع متقابل کشورباکشورهاوجهان امروزی میباشد۰ که ضامن صلح وثبات وحاکمیت ملی درکشوراست۰اینجاست که مسؤلیت متخصص وصاحبنظران سیاسی مان درامورخارجی وروابط بین المللی سنګین میشود ۰بنابروظیفه ملی«منافع عادلانه ، مشروع ومتقابل»رابادرنظر داشت همه جوانب آن ارزیابی،متمایزوتفکیک نموده،پیشکش به ملت افغانستان کنند،تا منحیث وثیقه یی درحل بحران کشورازآن استفاده ببرد۰ عنصر اساسی در شکل ګیری این نهضت وحرکت ملی،متقابل باهر نوع افراط وتفریط و تبعیض قومی ،زبانی ،منطقوی ومقابله با انتخابها است که از سوی بیرون برما تحمیل شده و میشود۰پس تلاش کنیم که نیروهای ملی ومسلمان،استقلال طلب ووطن دوست را به سوی نزدیکی واتحاد بیشتر جلب کنیم در جامعه دو تیپ وصنف وجود دارد ،یکطرف کسانیکه صلح ثبات حاکمیت ملی،استقلال وآزادی،حفظ هویت اسلامی وتاریخی وفرهنګی ووحدت ملی را میخواهند وطرف دیګرجنګ طلبان،افراطیون چپ وراست وعناصر وابسته ومزدور،کسانیکه خواهان تحمیل اعمال رای وعمال نظرانصاری برمردم وکشور اند،وتمام امتیازات وفرصت های موجود درکشورراانحصارأبرای خودوباند شان طلب مکنند ویا با نقاب مصنوعی وشعار های عوام فریبانه وارد عرصه باروحیه انحصاری میشوند ګرچه سرنوشت اینها متحوم به شکست است یاپنابردن به قدرت های خا رجی اماضربه آن بروحیه مردم است۰رسیدن به حاکمیت ملی(حاکمیت مردم به سرنوشتش وحاکمیت ملت دربرابر خارج) مشارکت همه اقوام واقشار ملی وطن دوست درجهت دست یافتن به یک صلح پایدار ونجات کشور از تباهی مادی ومعنوی ویافتن ظرفیت های متقابل درجهان امروز وتمدنهاست۰
باعرض ادب کبیر عبادی