استعدادهاي ما ضايع مي گردد، كسي پاسخ گونيست
محمد اسحاق فياض
12.12.06
تحصيلات مهاجرين افغاني درمقاطع مختلف درايران فراز و نشيب هاي زيادي داشته است، پس ازاشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروي سيلي از مهاجرين افغاني به سوي ايران سرازير شدند، اين مهاجران تا سال 1360 از حق هيچ آموزشي برخوردار نبودند وفرزندان آنان از رفتن به مكتب محروم بودند، درسال 1360 درملاقاتي كه رهبرشهيداستادعبدالعلي مزاري با مرحوم آقاي محمد علي رجايي رئيس جمهوروقت ايران داشت ازآقاي رجايي خواست تا فرزندان مهاجرافغاني را به مدرسه دولتي بگيرند، او نيز طي حكمي به وزارت معارف ايران دستور داد تا از فرزندان مهاجر افغاني در مدارس دولتي ايران ثبت نام نمايند تا آنان نيز از تحصيلات ضروري بازنمانند.
فرزندان مهاجرافغاني ازاين سال به بعد به مكتب رفتند و تا سال 1368 به مرحله اي رسيدند كه تعداد زيادي از آنان از دبيرستان(ليسه) هاي ايران فارغ شده بودند وآرزوداشتند كه در دانشگاهها به تحصيلات عالي راه پيدا كنند، اما اين اين امكان براي آنان ميسر نبود و مانع بزرگ برسر راه شان قرار داشت، آنان نمي توانستند به دانشگاههاي ايران درس بخوانند . در اين مرحله نيز رهبر شهيداستاد مزاري حلال مشكل گرديد. در سال 1368 حزب وحدت اسلامي در باميان تشكيل گرديد و رهبر شهيد در راس يك هيئت عالي رتبه اين حزب به ايران آمدند تا دفاتراحزاب شيعي را در ايران در يك دفتر ادغام نمايند. ايشان در ملاقات با مقامات جمهوري اسلامي ايران مسئله تحصيلات عالي فرزندان مهاجر افغاني را در ايران مطرح كرد و از مقامات ايراني گلايه كرد كه دانشجويان افغاني در مراكز آموزش عالي پاكستان درس مي خوانند و مشكلي ندارند اما درايران چنين اجازه اي براي دانشجويان افغاني داده نشده است و از اين مقامات خواست تا نسبت به پذيرش دانشجويان مهاجر افغاني در دانشگاههاي ايران اقدام نمايند. مقامات جمهوري اسلامي ايران اين تقاضا را پذيرفتند و راه ورود به دانشگاههاي ايران را از طريق كنكور سراسري براي داوطلبان مهاجر افغاني باز گذاشتند. ازاين سال به بعد آنان نيز در رقابت سخت كنكور شركت مي كردند و آناني كه قبول مي شدند در دانشگاههاي ايران مشغول به تحصيل مي شدند. اين روند تا سال 1382 ادامه داشت، اما پس از سقوط رژيم طالبان از كابل و استقرار حكومت قانوني درافغانستان مقامات جمهوري اسلامي ايران اعلام كردند كه از اين پس از دانشجويان افغاني كه از طريق كنكور پذيرفته مي شوند، هزينه تحصلي در يافت مي شود و تحصيلات عالي ديگر براي آنان رايگان نيست. از آن جاييكه اكثريت مطلق مهاجرين افغاني در ايران زير خط فقر زندگي مي كنند و توان پرداخت هزينه تحصيلات عالي فرزندان شان را نداشتند، اكثريت كساني كه ديپلم داشتند از ادامه تحصيل باز ماندند.هم اكنون دهها هزاران جوان مهاجرداراي ديپلم درايران زندگي مي كنند كه به دليل فقرونداشتن هزينه تحصيلي دركنكورسراسري در ايران شركت نتوانسته اند و يا دهها مهاجر پس از شركت و قبولي دركنكورازادامه تحصيلات بازمانده اند.
از اوايل دهه هفتاد، مسئله بورسيه براي دانشجويان افغاني مطرح گرديد، در ابتدا دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين تعدادي از دانشجويان افغاني را بورسيه كردند و هزينه بورسيه را دولت ايران مي پرداخت، براي و رود به اين دانشگاه و قبولي براي بورسيه واسطه ويا معرف نقش اساسي داشت و متاسفانه روند بورسيه در همان آغاز به انحراف كشانده شد و از واسطه ها كه در ابتدا به عنوان اهل خبره استفاده مي شد آنان از اين فرصت سود جويي كردند و بدون اينكه لياقت ها و تواناي ها را در نظر بگيرند، بر اساس رفاقت ها و روابط هاي فاميلي وقومي، حتي كساني را براي بورسيه معرفي كردند كه صنف 12 را هم تمام نكرده بودند. اين افراد براي ادامه تحصيل در دانشگاه با مشكلات فراواني روبه روبودند، از آن جايي كه بورسيه بودند، با نمرات بسيار پايين به تحصيلات شان ادامه مي دادند، برخي از اين واسطه ها با وعده ها ووعيدها از متقاضيان پول مي گرفتند و سر انجام آناني كه پول گزاف داده بودند، در دانشگاه معرفي مي گرديدند و فقيران از اين نعمت محروم مي شدند.
روند بور سيه در همان ابتدا مورد اعتراض بسياري از جوانان مهاجر افغاني بود كه صنف 12 را تمام كرده بودند.
پس ار سقوط طالبان، روند بورسيه مسير ديگري را طي كرد، جمهوري اسلامي ايران وعده داد كه 500 ميليون دالر براي بازسازي و توسعه افغانستان كمك مي كند و بيشترين اين كمك ها در راستاي آموزش عالي و بهبود و توسعه فر هنگي در اين كشور خواهد بود، برهمين اساس روند بورسيه درايران رونق تازه گرفت و سالانه بايد صدها دانشجوي افغاني بايد در دانشگاههاي ايران بورسيه مي شدند.درابتدا مقامات وزارت آموزش عالي جمهوري اسلامي ايران و وزارت خارجه اين كشور اعلام كردند كه از جوانان مهاجر افغاني كه ديپلم دارند امتحان كنكور گرفته مي شود و قبول شدگان در رشته هاي مختلف بورسيه مي شوند. اين طرح بهترين راهكار براي بورسيه دانشجويان افغاني بود، زيرا افرادي كه توانايي و لياقت داشتند از طريق آزمون كنكور پذيرفته مي شدند و كسي هم از اين روش اعتراضي نداشت. اما متاسفانه اين روند يك يا دوسال بيشتر ادامه نيافت و اعتراضاتي از سوي واسطه هاي قبلي و نيز دولت افغانستان بوجود آمد. وزارت تحصيلات عالي افغانستان خواهان آن بود كه دانشگاههاي جمهوري اسلامي ايران، كساني را براي بورسيه قبول كنند كه از سوي اين وزارت خانه معرفي مي گردند، به همين منظور چند هيئت از كابل به ايران آمدند، اما اين هيئت ها به جاي آنكه راهكار درست و عملي ارئه دهند، بيشتر در راستاي كار شكني گام برداشتند و باعث تشديد اختلاف و مختل شدن جريان بورسيه گرديد. بيشترين جر وبحث ميان نمايندگان دانشجويان افغاني و هيئت بود، هيئت مي گفتند كه دانشجويان بورسيه شده بايد از كابل انتخاب و به ايران اعزام شوند، اما نماينده دانشجويان اصرار داشتند كه اين بورسيه براي مهاجرين افغاني در ايران بايد در نظر گرفته شوند، زيرا اكنون راه ورود به دانشگاه از طريق كنكور سراسري به روي آنان بسته شده و هر سال هزاران جوان مهاجر افغاني از دبيرستان و پيش دانشگاهي فارغ مي شوند و ديپلم مي گيرند، تنها راه ورود آنان به دانشگاه همين بورسيه است و بس. دولت افغانستان نبايد اين حق را از آنان سلب كند.اما وزارت تحصيلات عالي افغانستان هيچ توجهي به اين خواسته ها نكردند وبا برخوردغيرواقع بينانه، اصرار كردند كه بورسيه ها بايد از كابل معرفي شود و كساني كه مايلند بورسيه شوند، بايد به افغانستان آمده در كنكور شركت كنند و اگر مستحق بودند در ايران بورسيه خواهند شد.
مقامات تحصيلات عالي ايران نيز به هيئت افغاني گفتند كه كساني كه از كابل معرفي مي شوند،ما مجبوريم براي آنان به مدت يكسال دوره فوق العاده پيش دانشگاهي برگذاركنيم و ممكن است همه آنان در اين دوره قبول نشوند، اما ديپلمه هاي افغاني درايران به راحتي مي توانند در دانشگاه به تحصيلات شان ادامه دهند و با نمرات عالي فارغ گردند وازآنان خواستند تا اولويت را به مهاجرين افغاني بدهند.اما متاسفانه اين استدلال ها به گوش مقامات تحصيلات عالي افغانستان نرفت. تعدادي از دانشجويان بازهم از هيئت و مقامات عالي وزارت تحصيلات خواهش كردند كه هزاران داوطلب افغاني در ايران هستند كه تنها شانس ورود شان به دانشگاه بورسيه است، در حاليكه از كابل كشورهاي مختلف هند، چين، كشورهاي اروپايي و آمريكا و... بورسيه مي كنند، شما بخشي از بورسيه هارا براي مهاجرين افغاني اختصاص دهيد، متاسفانه اين هم به نتيجه نرسيد و وزارت تحصيلات عالي افغانستان گفتند كه فقط 20% بورسيه ايران حق مهاجرين باشد و بقيه از كابل معرفي خواهند شد. سر انجام با با لا گرفتن اختلافات روند بورسيه در ايران مختل و متوقف شد و هزاران جوان ديپلمه افغاني درايران از تحصيلات عالي محروم ماندند.
يكي از مهاجرين افغاني كه كارگر بود گفت، من 5 فرزند دارم يك يك پسر و يك دخترم ديپلم دارند، پسرم در كنكور شركت كرد وقبول شد، اما به دليل فقر ادامه تحصيل داده نتوانست، دخترم خيلي علاقه داشت كه در كنكور شركت كند، اما از آن جاي كه پول نداشتم شركتش در گنكور هم بي فايده بود و من اجازه ندادم كه در كنكور شركت كند، من يگ كارگرم اين همه پول را از كجا بياورم كه بچه هايم درس بخوانند، سه فرزند ديگرم هركدام در دوره هاي ابتدايي، راهنمايي(ثانوي) و دبيرستان مشغول تحصيل هستند، من پولي را كه از بابت درس هاي آنها از من مي گيرند داده نمي توانم چه رسد كه پول دانشگاه آنان را بدهم. اوگفت، تمام بچه هايش از هوش و استعداد سرشاري برخوردارند و در هر مقطع تحصيلي با نمرات عالي قبول شده اند، اما چه كنم كه من يگ كارگرافغاني ام و نمي توانم خرج تحصيل بچه هار بدهم. او آه سختي كشيد و گفت، هيچ دولتي نيست كه از ما حمايت، دولت افغانستان به جاي آنكه مشكلات را حل كند بر مشكلات و بدبختي هاي ما اضافه مي كند و جلو رفتن بچه هاي مهاجر را به دانشگاه مي گيرد. مگرما افغاني نيستيم و از اين آب وخاك نيستيم كه بچه هاي مارا بورسيه نمي كنند.
آقاي احساني دانشجوي فوق ليسانس علوم سياسي مي گويد، متاسفانه تنش هاي قومي و تنگ نظري هاي نژادي سبب شد كه بورسيه تحصيلي را از مهاجرين افغاني بگيرند، مقامات تحصيلات عالي افغانستان خيال مي كردند، اگر سهميه بيشتري به مهاجرين داده شود ممكن است هزاره ها بيشتر بورسيه شوند، اولا كه اين خيال باطلي بود زيرا ديپلمه هاي زيادي از افغان هاي مهاجر غير هزاره درايران هستند و آنان هم در ايران بي سرنوشت مانده اند، و بازهم اگر عدالتي در كار باشد چرا دانشجويان هزاره در كابل از كمترين سهميه بورسيه برخوردار هستند؟ اصلا چرا دراعطاي بورسيه مسايل قومي دامن زده شود، بايد به جاي اين مسايل لياقت ها در نظر گرفته شود ولوازهر قومي كه باشد. او پيشنهاد داد كه براي آنكه لياقت ها آشكار شود براي بورسيه ايران همزمان از افغانها در ايران و كابل با نظارت مقامات تحصيلات عالي ايران كنكور برگزار شود و هر كس از هر قومي كه باشد رتبه قبولي را آورد، بورسيه شوند.
آقاي قاسمي فارغ التحصيل ليسانس حقوق مي گويد، ما قرباني تنگ نظري ها و تعصبات قومي شديم و حق مهاجرين در اينجا ضايع گرديد. هرساله هزران جوان مهاجر در ايران از صنف 12 فارغ مي شوند، در اين مرحله انسان در اوج شكوفايي استعداد قرار دارد، اما آنان ناگهان با يك شوك مواجه مي شوند و موانع زيادي را براي ادامه تحصيل پيش روشان مي بينند كه قابل حل نيست، مجبور مي شوند دست به سخت ترين كارگري بزنند كه ميان افغانهاي مهاجردرايران رايج است، كه معمولا در اين كارها بي سواد و با سواد فرقي نمي كند، هر كس زور بيشتر داشت درآمد بيشتر دارد، 15 متر در زير زمين كانال فاضلاب حفر كردن را فقط افغانهاي مهاجر انجام مي دهند و هيچ ايراني حاضر به اين كار نمي شود، بعد ازاين يك جوان 12پاس افغاني مجبور است كانال فاضلاب حفر كند و اين يعني قرباني شدن استعداد هاي نسل افغاني. او گفت تاپيش از اين كه دولت قانوني در افغانستان نداشتيم، وضعيت ما بهتر از اين بود، اما حالا كه دولت قانوني در كشور آمده، بر مشكلات ما مي افزايد به جاي انكه آن را حل كند.
خانم زهرا سجادي دختر مهاجر ديپلمه اي است كه از دانشگاه باز مانده است، در حاليكه اشك مي ريزد مي گويد، ما افغاني ها چقدر بد بختيم، حتي بورسيه اي كه خارجي ها به ما داده بود، از آن به دليل تعصبات قومي و نژادي نتوانستيم درست استفاده كنيم و آن را از دست داديم. او گفت كه من دو سال است براي بورسيه تلاش كردم اما موفق نشدم، همه در ها برويم بسته شده بود، اگردر كنكورهم قبول شوم خانواده ام آن قدر پول ندارد كه هزينه تحصيل مرا بدهد.
خانمي كه در كنار او ايستاده بود با ناراحتي گفت: خدا لعنت كند كساني را كه باعث شدند بورسيه تحصيلي در ايران متوفق شود، استعداد هاي ما هدر ميرود و كسي هم پاسخ گو نيست.
به هر حال هم اكنون هزاران جوان ديپلمه افغاني در ايران هستند كه درهاي دانشگاه بروي شان بسته است و هيچ روزنه اميدي ندارند تا به دانشگاه رفته تحصيل نمايند.