نامه ای سرگشاده به انجمن ها، سازمان ها و احزاب کشور!

راه بیرون رفت از وضعیت فلاکتبار امروزی در چیست؟ و چرا در اضافه از صد روز اشغال و حکومت  متحجر و قرون وسطایی و وضع فلاکتبار کشور  راه حلی پیشکس نشده؟ ینظرم برای تغیر در وضع رقتبار و فلاکتبار فعلی  و رهایی کشور از زیر اشغال پاکستان که با هم سویی قدرت های برزگ و همسایه ها صورت گرفته که اگر به جا نه جنبیم سرنوشت گنگو یعنی همه ثروت های معادن، آبی و سوق الجشی ما همه غارت شده و کشور با فقر، جنایت و

نسل کشی های شدیدتر و تجزیه در قبال ما خواهد بود. بنابر آن نیاز اشد و ضروری به یک خانه تکانی در موضع استبدادی، پدرسالاری و مردسالاری داریم.که فاصله و شگاف عظیم را بین نسل ها را همراه با روش های دیگر کاهش بدهیم و عادت فرافکنی مشکلات و نابسامانی ها را به دیگران و یا گله از دیگران را کنار بگذاریم. مگر با همه روش ها و برخوردهای قدیم می‌شود در دینا امروزی زندگی بی مصیبت ای داشت؟    

آن مقوله ای سیاسی که ملت ها شایسته رژیم هایشان هستند. متاسفانه در مورد ماهم صدق می‌کند. مگر طالب که از آسمان خو نیامده.مگر دین‌زدگی، استبداد شعری، تصوف  و همرنگ جماعت شدن و بی تفاوتی در مقابل فساد و فساد‌گریان و جنایتکاران و خیانتکاران همه به سهم خود در این فلاکتباری امروزی سهم ندارند؟مگر با خودفریبی و نشناخت استعمار میتوان با حکومت دینی و اشغال کشور دموکراسی ای داشت؟   دوستی در صفحه ای کتابچهره (فیسبوک) خود تنفرش از اینکه همه در خموشی و سکوت قرار داریم و هیچ راه بیرون رفتی ارایه نشده رااظهار نموده بود.آیا از متن چنین جامعه ای بدون تحول امید بیهوده نه بوده؟ ار استثنا ها که بگذریم اکثر افراد کشور چه در خارج و یا داخل کشور با مسایل امروزی و مشکلات اش آشنایی و تماس ندارند.بطور مثال گرم شدن آب وهوای جهانی و راه های برخورد با آن. متاسفانه اکثر مصروفیت های اجتماعی صرف متوجه مرده و زنده هاست مثل  مرده داری(چند روزه، شب جمعگی ها و چهل ها و سالگردمرگ)، ختم، عروسی، و سالگره هاست که بنظرم انجمن ها خود در برگزاری و تشدید فرهنگ فیودالی و مصرفی در خدمت بازار(استعمار) بوده اند.بجای توصیه هدر ندادن سرمایه ها و قدر و ارزش تروت های خود را دانستن. در یگان مجالس غیر آن یا مجالسی است که استبداد شعرتغزلی  با چاشنی های تصوف و عرفان حاکم است.حتااکثرن در محفل سیاسی هم شعر خواندن وقت زیاد را در پر می‌کند. و به این شعرزدگان گفت که خربزه آب است و باید در فکر نان باشند.

بنابر‌‌آن از نهاد ها خواسته می‌شود تا پوسته دیروزی خود را دور ریخته و کوشش نموده خود را با دموکراسی و کثرت گرایی تطابق بدهند. چون انتخاب سالانه و چانس اضافی به جوانان و زنان داده شود. ودر سعی آن بود که از جوانان و زنان آموخت. و کوشش شود افراد وارد را هر بیشتر جذب و فرصت داد و خود راه با مشکلات امروزی و استبداد، ضدیت با دموکراسی ،تخریب محیط و غارت  شرکت ها، خرافات مدرن و اخبار جعلی و راه بیرون رفت آن آشنا نمود.  و برای جلوگیری رهبری عمری  و نامحدود حد سنی مثل هفتاد سال و دوره ای نه اضافه از پنج سال و یا دو دوره را داشته باشند. در این راستا از محترم داکتر رسول رحیم خواهش‌‌ مندم که قدم رنجه فرموده و انتخابات را بزودی در سازمان خود براه انداخته  و خود را نامزد رهبری نکند چه در غیر آن‌صورت شاید کسی شایستگی و محبوبیت شان را نداشته باشد و درین راه تحول و پیشرفت پیشقدم باشند.تا نظر هم میهنان چه باشد؟
 

اخبار روز

26 حمل 1403

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها