تأسیس حکومت خاندانی نادرشاه (از لابلای اسناد آرشيف انگلستان)

در اسناد گذشته بمشاهده رسيد که  رسيدن سپه سالار محمد نادر خان به قدرت يک امر اتفاقى نبود. دستگاه استعمارى انگليس چه در کسب شهرت و چه در رساندن نادر خان  و خانواده اش به قدرت  نقش برازندۀ داشت . با رسيدن نادر خان به قدرت نه تنها آرزوی ديرينۀ خانوادۀ  آل يحيی برآورده شد، بلکه طرح نوين استعمار انگليس برای تامين منافع شان از طريق رساندن هواداران داخلی شان  به قدرت ،

در افغانستان غير قابل اشغال نظامی، با اشغال سياسی عملی شده و افغانستان  به يک کشور نيمه مستعمره تبديل شد.  

دلچسپى انگليس ها در نادرخان بيشتر بر دوهدف متمرکز بود: نخست تأمين صلح  وآرامش در مناطق  قبايل سرحدى  و  دوم  جلو گيرى از پيشرفت روس ها و نفوذ ايديولوژيک شان .  براى رسيدن به اين دو هدف انگليس ها حاضر بودند براى ثبات نقش نادرخان  کمک هاى قابل توجهى را عرضه کنند.  

درين رابطه نائب السلطنۀ هند بريتانوى نوشته بود که «ما همچنان سالانه مبالغ قابل توجهى را براى ماموريت بريتانيا در افغانستان  ميپردازيم  و براى آغاز کار نادرشاد در سال ١٩٢٩ مبلغ چهارمليون روپيه را داديم . علاوه بر آن ما آماده هستيم تعدادى از تفنگ هاى هندى را  يا  بدون قيمت و يا به اقساط طولانى مدت  براى بلند بردن  فعاليت  اردوى افغانستان، که عامل بسيار عمدۀ ثبات آن دولت است، به حکومت افغانستان عرضه کنيم .»  (اسناد محرمانۀ آرشيف انگلستان، تلگرام وايسراى به وزارت خارجه در لندن، R/12/20).

نادرخان بعد از آنکه بتاريخ ١٦ اکتوبر ١٩۲۹ وارد کابل شده ، پادشاهى اش را اعلام کرد، لست  افرادى را که به پست هاى مهم تعين شده بودند، بتاريخ ٢٨ اکتوبر به اطلاع  انگليس ها رساند. درين لست  سردار شاه ولى خان (برادر شاه) وکيل مقام سلطنت و بعد ها سفير افغانستان در لندن و پاريس، سردار محمد هاشم خان (برادر شاه) صدراعظم که براى هفده (١٧) سال درين سمت باقيماند، سردار شاه محمود خان (برادر شاه)   وزير حربيه، سردار فيض محمد خان زکريا  (يکى از عموزادگان شاه) وزير خارجه، محمد گل خان مومند وزير داخله، الله نواز خان وزير دربار، نورالمشايخ حضرت فضل عمر مجددى وزير عدليه، ميرزا محمد ايوب خان وزير ماليه، و محمد عزيز خان (برادر شاه) سفير افغانستان در مسکو شامل بودند. (اسناد  آرشيف انگلستان، تلگرام  شماره ٣٣١۷   مؤرخ ۲۸ اکتوبر ۱۹۲۹ به وزير دولت در امور هند L/P&S/10/1301.)

انگلس ها معيار عمدۀ انتخاب وزرا توسط نادرخان را  ضديت با امان الله خان و محروم  ساختن خانواده هاى پر نفوذ سابقه مثل خانواده هاى عبدالقدوس خان اعتماد الدوله و لوى ناب  ميدانستند.  بنظر آنها، انتخاب قابل توجه خارج از خانوادۀ سلطان محمد خان [طلائى] يکى انتخاب الله نواز خان مهاجر هندى  به وزارت  پرنفوذ و داراى امتيازات خاص دربار و ديگرى انتخاب حضرت شير آغا [نورالمشايخ]  به وزارت عدليه بود که نمايندۀ مخالفين اصلاحات  امور قضائى بشمار ميرفت.  (اسناد  آرشيف انگلستان، تلگرام  شماره ٣٣١٤   مؤرخ ١٢ نومبر ۱۹۲۹ به وزير دولت در امور هند L/P&S/10/1301.)

مير غلام محمد غبار درين رابطه مينويسد که « اين کابينه اسماً کابينه بود و در معنا وزرا از سکرترهاى شخصى صدراعظم فرقى نداشتند. هيچ يک از وزرا بدون امر صدراعظم حق تنفس در مجلس وزرا و قدرت حتى استعفا از وزارت را نداشت. تمام  قضاياى عمدۀ کشور در «کابينۀ اصلى ارگ» يعنى برادران شاه محرمانه حل و فصل شده و صدراعظم بدون چون و چرا تصويب  و امضاى مجلس وزرا را در فيصله هاى مذکور ميگرفت، و بار مسؤليت تاريخى را در گردن وزراى جيره خوار ميانداخت».

غبار درين  جا مثال فاجعۀ کشتن غلام نبى خان چرخى را ذکر ميکند و مينويسد «يکروز بعد، اين فاجعه را جريدۀ رسمى اصلاح در شمارۀ ٨٢ تاريخى ١٧ عقرب به اطلاع مردم افغانستان رساند و گفت که «اينمرد قاتل و عياش و فاسد و قاچاقبر و دزد بود». يکروز بعد تر، در شمارۀ ٨٣ مؤرخ ١٨ عقرب اصلاح باز نوشت که : «اعليحضرت بعد از کشتن غلام نبى ، مجلسى در صدارت از وزرا، معين ها، مجالس شورا و اعيان و جمعيت العلما تشکيل ، و سبب کشتن غلام نبى را طرح فرمود. مجلس تصديق و عريضۀ تقديم کرد و نوشت که از اوراق ملحوظۀ مجلس خيانتهاى سابقه و لاحقه اش به ثبوت پيوسته، مجازاتيکه اعليحضرت باو داده اند موجبات مزيد تشکرات عموم اهالى را فراهم ساخته، ما هم صميمانه ازين جامعه خواهى اعليحضرت تشکر ميکنيم.» يعنى کابينۀ افغانستان تمام فجايع را که مقام سلطنت انجام ميداد بعد از اجراى عمل ، تصويب مينمود و مسؤليت تاريخى را بعهده ميگرفت.» . (غبار، مير غلام محمد (١٩٩٩) .  جلد دوم افغانستان در مسير تاريخ، ص ٥٦).     

نادرشاه  بتاريخ ٦ نومبر ۱۹۲۹ با اعلام پاليسى دولتش بر دو نکتۀ اساسى تکيه کرد:

  1. روابط با کشور هاى خارجى ادامۀ پاليسى دوران امان الله خان خواهد بود.
  2. ادارۀ  امور کشور مطابق به اساسات شريعت اسلامى (مذهب حنفى) و حقوق مساوى.

در زمینه سیاست خارجی روش نادر شاه با وجود  ادعايش که « مثل زمان امان الله خان مناسبات افغانستان با دول خارجه ادامه خواهد داشت»،  تنها از نظر شکل و ظاهر با روش  امان الله خان  شباهت داشت ، و از نگاه محتوى در قطب مخالف آن واقع بود.

سفير انگلستان در کابل، مکوناچى همان کسى که در وزيرستان بحيث مامور سياسى ايفاى وظيفه نموده  و از نادرخان و برادرانش در آنجا استقبال نموده بود، قبل از آغاز کارش بتاريخ ششم ماه  مى ۱۹۳۰ با نادرشاه يک ملاقات يک ساعته داشت. او در تلگرامى راجع به اين ملاقات نوشت که «برخورد شاه با من بسيار دوستانه بود، مخصوصاً هنگام تذکر مناسبات شخصى قبلى ما، او يکبار ديگر از فيصله اش براى دوام مناسبات بسيار نزديک با بريتانيا يادآورى نموده و گفت که اساس آن بر سه دليل دلچسپى شخصى اش  استوار ميباشد، که نميخواهد آنرا بصورت علنى اعلام کند:

  1. اتحاد جماهير شوروى، که وى هيچوقت به آن اعتماد نخواهد کرد
  2. امان الله
  3. و اينکه اتکاى  خير و سعادت افغانستان  بر حسن نيت و مصلحت حکومت بريتانيا و هند بريتانوى ميباشد.

در رابطه با نکته دوم پاليسی رژيم خاندانی که عبارت بود از «ادارۀ امور کشور مطابق به اساسات شريعت اسلامى (مذهب حنفى) و حقوق مساوى»، بايد گفت که يکى از اقدامات  عاجل  و فریبندۀ  که نادر شاه  انجام داد، تشکیل « جمعیت العلما» بود که کاری جز توجیه اعمال و اقدامات ضد انسانی دستگاه حاکم نداشت. مثلاً ،  این «جمعیت العلماى» نو تشکیل طی اولین اعلامیۀ يا فتوای خویش بتاریخ ٢٩ ماه اسد سال ١٣٠٩ خورشیدی، مطالب  آتی را در پنج ماده  نشر نمود:

  1. هر که با پادشاه بیعت نکند و بمیرد ، مرگ او مرگ جاهلیت است .
  2. خداوند بعد از بیعت ، اطاعت و معصیت امر پادشاه را بر اطاعت و معصیت امر خود مساوی فرموده .
  3. خداوند میفرماید : .. جمیع اوامر شرعیه پادشاه را خواه محبوب باشد یا مکروه اطاعت کنید .....!!
  4. پیغمبر وجود پادشاه را ظل الله حس کرده اهانت او را اهانت خدا تعریف کرده.
  5. زجرباغی و طاغی پادشاهی را مساوی بکفار به قتل بالسیف امر میدهد که ایشان را بقتل برسانید ...

به گفته محترم  محمد ولی، «نادر خان برای برحق نشان دادن مظالم وکشتار هایش فتوای شرعی جمعیت العلمای ساخت دست خودش را به تاریخ ۲۹ اسد سال ۱۳۰۹ حاصل نمود . این فتوا بحدی ظالمانه صادر شده بود که اثری ازارزشهای مدنی وحقوق بشری دران دیده نمیشد .همان روحانیونیکه امان الله خان را به جرم استقلال کشور وپلانهای ترقی خواهانه اش تکفیر کرده بودند نادر خان را نعوذ بالله به مرتبت خدایی بالا برده گفتند اهانت به شاه اهانت به خدااست…با صدور این فرمان همه فجایع استبداد سلطنتی … قانونی وشرعی تلقی گردیده دست سلطنت را در زجر وسکنجه وکشتار باز گذاشت.

اگر این فتوا رابا یک دستور العمل انگلیس به همفری جاسویس برای ممالک اسلامی که چنین بود:" ۵- اثبات حقانیت شاهان وفرمانروایان مستبد وخود کام ، از طریق اشاعه احادیثی مانند ( سلطان سایه خدا در زمین است) وادعای اینکه ابوبکر وعمر وعثمان وعلی رض، بنی امیه وبنی عباس همگی با قوه قهریه بزور اسلحه به فرمانروایی رسیده اند وخلاصه شمشیر بر مقدرات شان حاکم بوده است ..." ازکتاب خاطرات همفر" مقایسه شود کنه اهداف برتانیه را میتوان دران دریافت. » (محمد ولی، به استقبال صدمین سالروز استرداد استقلال کشور، به دوام گذشته، بعد از سقوط حکومت امانی براین ملت چه گذشت؟ ۲- ذکری از مظالم نادرخان در حق این ملت، ويبسايت هوډ) .

منابع:

  • اسناد  آرشيف انگلستان، تلگرام وايسراى به وزارت خارجه در لندن، R/12/20.
  • اسناد  آرشيف انگلستان، تلگرام  شماره ٣٣١۷   مؤرخ ۲۸ اکتوبر ۱۹۲۹ به وزير دولت در امور هند L/P&S/10/1301.)
  • اسناد  آرشيف انگلستان، تلگرام  شماره ٣٣١٤   مؤرخ ١٢ نومبر ۱۹۲۹ به وزير دولت در امور هند L/P&S/10/1301.
  • غبار، مير غلام محمد (١٩٩٩) .  جلد دوم افغانستان در مسير تاريخ، ص ٥٦.     
  • محمد ولی، به استقبال صدمین سالروز استرداد استقلال کشور، به دوام گذشته، بعد از سقوط حکومت امانی براین ملت چه گذشت؟ ۲- ذکری از مظالم نادرخان در حق این ملت، ويبسايت هوډ .

(پايان)

اخبار روز

29 سرطان 1403

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها