افغانستان سرزمین طاعون زده ؛ بیمار و گرسنه

( فرهنگ ما دینی است؛ یعنی بر بنیادی ناپرسیده و نیندیشیده پی ریزی شده و بالا رفته ؛ به همین جهت نیز از چنگ اقتدار آن بنیاد هرگز بدر نیامده است۰ برای لمس و درک این امر شاید هیچ راهی از این درازتر و دشوارتر اما درست تر نباشد که از خودمان بپرسیم؛ چرا ما چنین هستیم که تا کنون شده ایم؟ آدمی که قادر شود از خودش بپرسد و دریابد چرا و چگونه چنین شده که اکنون هست؛ باید بتواند آینده اش را نیز از نو بنیاد نهد۰ زنده یاد دکتر آرامش دوستدار )

طاعون رمانی است نوشتهٔ آلبر کامو که در سال ۱۹۴۷ به چاپ رسید. رمان از ردهٔ آثار اگزیستانسیالیستی شمرده می‌شود. وقایع رمان در شهری از الجزایر به نام اُران یا وهران رخ می‌دهد و از زبان راوی که بعدها خود را دکتر ریو معرفی می‌کند نقل می‌شود. کتاب با توضیحی از مردم و شهر آغاز می‌شود و سپس به زیاد شدن تعداد موش‌ها در شهر و مرگ آن‌ها اشاره می‌کند. آقای میشل، سرایدار منزل دکتر ریو بر اثر بیماری‌ای با بروز تاول‌ها و خیارک‌ها می‌میرد و مرگ چند نفر دیگر با همین علائم باعث می‌شود دکتر ریو علت مرگ را بیماری احتمالاً مسری بداند و کمی بعد دکتر کاستل این بیماری را طاعون تشخیص می‌دهد. با سستی مسئولین برای واکنش، بعد از مدتی در شهر طاعون و وضع قرنطینه اعلام می‌شود.

با اعلام وضع قرنطینه، اعضای خانواده‌های زیادی از هم جدا ماندند. عده‌ای اقدام به فرارهای متوالی کردند و عده‌ای تا جایی که می‌توانستند با بیماری مبارزه کردند. ژان تارو یکی از مسافرانی بود که همراه با دکتر ریو اقدام به تشکیل سازمان بهداشتی داوطلبی برای مقابله با بیماری می‌کند.

کشیش شهر، پدر پانلو، با ایراد سخنرانی در آغاز اعلام وضع طاعون مردم را به گناه محکوم می‌کند و طاعون را مجازاتی برای همگان می‌خواند که به علت گناه کردن و توبه نکردن مردم نازل شده بود. بنابراین طاعون را تربیت‌کننده و اقدام علیه آن را بی‌فایده خواند و از مردم خواست آرامش خود را حفظ کنند که این ارادهٔ خداوند است و باقی کارها با خداست.

با مرگ و میر سریع، بیشتر مؤسسات و سازمان‌های دولتی به اردوگاه‌های قرنطینه برای افراد خانوادهٔ بیماران یا بیمارستان تبدیل شدند. دفن دسته جمعی اجساد جای خود را به کوره‌های جسدسوزی داد و از راه‌آهن تنها برای حمل اجساد استفاده شد.

داستان این رمان بی شباهت به وضع کنونی ما نیست؛ با این تفاوت که طاعون در یک شهر اتفاق می افتد ولی ویروس کرونای کووید ۱۹ در سراسر گیتی رخ می دهد۰ در رمان طاعون نیز کشیشان مانند ملایان طاعون را عذاب الهی یا آزمایش الهی یا بلای آسمانی می دانند که انسان طاغی را می خواهد ادب کند۰ ملایان و کشیشان نمی دانند که خدا نیازی به آزمایش ندارد؛ اگر خدای است باید نسبت به همه چیز و همه کس اطلاع داشته باشد۰ امتحان و آزمایش را کسی انجام می دهد که عواقب و نتیجۀ کارش را نمی داند ولی خدا که به همۀ امور پنهان و آشکار باید آگاه باشد؛ پس چه نیازی به آزمایش بندگان ناتوانش دارد؟ عذاب الهی نیز یک دروغ دیگر ساختۀ ارباب دین است۰ چگونه ممکن است خدایی که کل جهان هستی را آفریده و تمام خصوصیات را او به همۀ موجودات داده هست؛ و اگر می خواست می توانست همه را یکسان و بندۀ سر براه بیافریند؛ پس چرا این کار را نکرد و این همه تنوع ایجاد نمود؟ خدایی که بخواهد انسان را شکنجه کند و عذاب بدهد؛ خدای انسان واره و انسان گونه است نه بزرگترین قدرت هستی۰ نباید به لاطائلات و اراجیف ملایان گوش داد و فریب خورد۰ خدای ملایان مانند خودشان بیسواد؛ کینه توز؛ خود خواه؛ متکبر ؛ مغرور؛ فریبکار؛ شکنجه گر؛ جهل پرور؛ علم ستیز؛ نفرت پراکن؛ متعصب؛ عقده ی؛ تشنه ی قدرت؛ ظالم؛ بی رحم؛ فاقد شفقت؛ بی مدارا؛ دیکتاتور؛ و دارایی ده ها ویژگی دیگر از این دست است۰ انسان خردمند و دانا و با اخلاق و با وجدان نیازی به چنین خدایی منفوری ندارد۰ سرزمین هندوکش را سرزمین طاعون زده و بیمار خوانده ام چرا؟ زیرا فکر می کنم افغانستان تنها کشوری در جهان است که حداقل در این چهار دههٔ اخیر هر گروه و جناحی که بر اریکهٔ قدرت تکیه زده هست فاجعه آفریده و در این مدت جنایات بس هولناک اتفاق افتاده ؛ ده ها هزار زن و مرد و پیر و جوان این کشور به خاک و خون کشیده شده اند و میلیونها انسان آواره و مهاجر شدند؛ اما شگفت انگیز این است که هیچ حزب و جناحی آنقدر شهامت اخلاقی و انسانی نداشته و ندارد که لااقل از مردم یک عذر خواهی خشک و خالی نماید و نسبت به عملکرد و گذشتهٔ ننگین شان با یک نگاه انتقادی بنگرد۰ هر گروه جنایتکاری خود را با جنایتکار قبل یا بعد از خود مقایسه نموده بیشرمانه رفتارشان را توجیه می کند۰ هر گروهی که قدرت را در دست داشته رقیب سیاسی و فکری خود را دشمن و مهدور الدم می دانسته و می داند و زندان کردن و نابود شدن رقیبش را وظیفه و کار درست تلقی کرده است۰ این چرخهٔ اهریمنی خشونت باید در جای متوقف شود و زمانی این چرخهٔ منحوث خشونت از کار می افتد که فرهنگ همدیگر پذیری و تعامل داشته باشیم و دست از کینه ورزی و انتقام جویی برداریم۰ در این چهل و سه سال گذشته گروه ها و احزاب زیادی به قدرت رسیده اند مانند : احزاب خلق و پرچم ؛ احزاب جهادی ؛ طالبان ؛ گروه حامد‌کرزی؛ گروه اشرف غنی و دوباره طالبان۰ تا کنون هیچ گروه و حزب و یا سازمانی حاضر نیستند پیامدهای فاجعه بار حاکمیت شان را بپذیرد و از اشتباهات و خطاهای مصیبت بار خود احساس پشیمانی و سرافکندگی نموده و بیاید اعتراف نماید و مسئولیت آنهمه بدبختی را که ایجاد کرده بپذیرد۰ یکی از بزرگ‌ترین ویژگی های یک انسان اخلاقی و خردورز و دولت مردان و کسانی که کار سیاسی می کنند این است که نسبت به عواقب گفتار و رفتار خودشان پاسخگو باشند نه اینکه مدام دست به دلیل تراشی و توجیه گری های غیر اخلاقی و نامعقول بزنند۰ دوستان اگر هیچ گروه و جناحی این جنایت ها را مرتکب نشده؛ پس قاتل اینهمه انسان و ویرانگری ها چه موجوداتی هستند ؟ اجنه ؛ یا موجودات فضایی ؟ فقط خارجی ها را بهانه قرار دادن و مقصر شمردن و انواع تئوری های توطئه را پیش کشیدن صحیح نیست و مشکل ما را حل نمی کند۰ زیرا فقط با تئوری توطئه نمی توان معضلات اجتماعی؛ سیاسی ؛ تاریخی ؛ فرهنگی ؛ مذهبی و سنت های حاکم بر یک کشور را توضیح داد۰ علل عقب ماندگی ما ریشه های بسیار ژرفتر و عمیق تر از آن دارد که بتوان چنین سطحی و ساده لوحانه بدان پرداخت۰ چون بدون همکاری خودی ها هیچ کشوری نمی تواند کار چندانی انجام دهد۰ ما زیاد از غیرت سخن می گوییم ولی بیشترین وطنفروش و خائن را داریم۰ شما چند خارجی مثلن ایرانی ؛ پاکستانی ؛ عربی ؛ اروپایی و یا غربی و شرقی را می شناسید که علیه کشورشان و برای افغانستان جاسوسی و به کشورشان خیانت کرده باشند ؟ ولی هر کدام ما ده ها نفر وطنفروش را می شناسیم که اهل افغانستان هستند و جز معامله گری هیچ هنر دیگری ندارند۰ بیاییم باخودمان راست و صادق باشیم و به جای تنبلی فکری و عدم داشتن شهامت اخلاقی و سفسطه و مغلطه بازی های تهوع آور به گونهٔ معقول و خردورزانه ؛ تاریخ ؛ فرهنگ ؛ مذهب و تمام سنت های حاکم بر جامعه را زیر تیغ نقد و سنجشگری قرار دهیم و سره را از ناسره جدا نماییم تا شاید نسلهای بعدی زندگی اخلاقی تر؛ انسانی تر؛ مرفه تر و صلح آمیزتری داشته باشند۰ ویل دورانت و توین بی دو تن از مورخین بزرگ قرن بیستم معتقد بودند که هیچ تمدن؛ فرهنگ و کشوری فرو نپاشیده و مضمحل نشده مگر اینکه از داخل پوسیده بوده باشد؛ بیگانه یا متجاوز فقط آخرین لگد را بر پیکر نیمه جان آن وارد می کند۰ نمونهٔ دور این فروپاشی شکست و سقوط تمدن ساسانی از اعراب بادیه نشین است و نمونه ملموس تر و نزدیک ترش فروپاشی نظام سوسیالیستی شوروی است که هردو نخست از داخل دچار فروپاشی شدند۰ یک نکتهٔ دیگر را باید تمام احزاب و سازمانها و جریان‌های سیاسی کشور بدانند که تاریخ شرکت بیمه نیست و حتمن بیرحمانه کارکرد و عملکرد آنان را داوری و قضاوت خواهد نمود۰ پذیرفتن شکست و اعتراف به اشتباهات و جنایات کاریست خردمندانه و اخلاقی و بسیار آموزنده برای جلوگیری از فجایع در آینده ۰ در غیر این صورت همه چیز بی معنی و فاقد ارزش می شوند و پوچی و هرج مرج فکری ایجاد می گردد که باعث بی اعتمادی ؛ بی تفاوتی و ناامیدی در تمام سطوح جامعه خواهد شد۰ وقتی دل خودمان به سرزمین پدری نسوزند چه توقعی می توان از بیگانگان داشت؟ اجنبی به فکر منافع خودشان است ۰ این حداقل چیزی است که باید بدانیم که آبادی ؛ آزادی ؛ دولت سازی و ملت سازی وظیفهٔ فرزندان همین آب و خاک می باشند نه وظیفهٔ بیگانگان ۰ وقتی ما بین خودمان تا سر حد نفرت از همدیگر پیش می رویم ؛ چگونه می توان از دیگران انتظار خدمت ؛ صداقت ؛ همدلی و گذشت داشت ؟ فقط ادعا کردن کافی نیست باید عملن از خود شهامت و درایت و عقلانیت نشان داد۰ همه می گویند ما کشورمان را دوست داریم ولی هنگام عمل که می رسد کثیری دروغ می گویند و از پشت به کشور خنجر زده و می زنند۰ افغانستان کشور اقلیت هاست؛ افغانستان فرش هزار تکه است و یا باغی از گلهای گوناگون و رنگارنگ که هر تبار و زبان و مذهبی باید صادقانه به رسمیت شناخته شود و همهٔ باشندگانش به عنوان شهروند می بایست از حقوق برابر بر خوردار گردند۰ از هر گونه تبعیض باید دوری جست۰ بدون برابری زن و مرد در تمام عرصه ها و بدون عدالت اجتماعی و آزادی های اجتماعی و سیاسی ؛ اقتصادی و فرهنگی ؛ سخن گفتن از یک جامعه سالم یک دروغی بیش نیست۰ شاید ریشه و اساس بدبختی ها و تفرقه ها و مصیبت ها ناشی از تضادها و انواع تبعیض های باشند که دهه ها در سرزمین هندوکش شکل گرفته و نهادینه شده۰ اما اکنون وقت آن فراسیده است که بدون خشونت زبانی و فیزیکی بدان بپردازیم و برای رفع این نابسامانی ها و معضلات نقطه پایان بگذاریم ؛ هرچند بسیاری به دلایل محافظه کارانه و عدم درک درست وارد این گونه مباحث نمی خواهند بشوند۰ در صورتی که سکوت در این باره به مراتب زیانبارتر است۰ ما مردم بیشتر اهل تجلیل هستیم تا تحلیل و گفتن حقایق تلخ جامعه ۰ هر گروه چند نفری یک قهرمان دارد که نقدشان تابو است۰ این قهرمان پنبه ها چه سودی به حال مردم نگونبخت داشته اند؟ ما بیشتر به اندیشه وران و روشنفکران و انسان‌های آگاه و دور اندیش و خیرخواه و صلحجو و بدون تعصب و تحجر نیازمندیم تا مشت قهرمان بی خاصیت ۰ تفرقه و کینه ورزی و حس انتقام جویی عقل مان را مختل نموده تا جای که دیگر از انسانیت و اخلاق مداری و خردورزی چندان خبر و اثری نیست۰ ما حال و آینده را فدایی گذشته نمودیم و به ریسمان پوسیده ای تعصب چنگ انداخته و آویزان هستیم۰ به جای نگاه کردن به جلو فقط به پشت سر می نگریم ۰ جهل ؛ تعصب ؛ خرافات ابعاد اپیدمیک یافته و این بسیار وحشتناک و غم انگیز است۰ بنابر این بدون تعارف می توان گفت که بزرگ‌ترین معضل سرزمین هندوکش ؛ اقلیت فاسد؛ خائن ؛ قدرت طلب ؛ مزدور صفت ؛ دروغگو ؛ عوامفریب و اکثریت فریب خورده ؛ مقلد؛ خرافاتی ؛ قضا و قدری که جهل در میان شان بیداد می کنند۰ حکومت و احزاب و سازمانها نیز آیینهٔ تمام نمایی از چنین جامعه و فرهنگی هستند۰پس از یک فرهنگ عقیم و سترون چه انتظاری میشود داشت؟ بنابر این راه نجات چیست؟ من راه میانبر که در کوتاه مدت و حتا میان مدت جواب بدهد سراغ ندارم؛ تنها راه نجات را کار فکری و روشنگری و آگاهی دادن به نسل جوان دختر و پسر می دانم زیرا راه های دیگر را رفته ایم بی ثمر و فاجعه بار بوده اند۰ چرا چنین فکر می کنم ؟ خیلی ساده چون من مشکل اصلی را فرهنگی می دانم ۰ البته نخست باید کسانی که می خواهند کار بکنند روشنفکر به معنایی اخص کلمه باشند و خودشان را از انواع دکم ها و جزم اندیشی ها و تنک نظری ها و همچنین از قید تفکرات مذهبی؛ تباری؛ زبانی و ایدئو‌لوژی های تمامیت خواه رها ساخته باشند قادرند این مسئولیت بزرگ و خطیر را به دوش بکشند۰ ( بحران زمانی پیش می آید که کهنه می میرد و نو از زاده شدن پرهیز می کند۰ نیچه )

اخبار روز

07 حوت 1402

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها