یا مستند و در خوابند، یا دیوانه، یا خراب و از خود بیگانه!

فکر می کنم رهبران و بزرگان دولت های محتشم و معظم کرزی - غنی، که قسمت زیاد آنها فعلا" در ترکیه به سر می برند،هنوز هم از حالت بیهوشی برنیامده اند.
ضربه ای را که آمریکایی ها با پتک طالب و دستان نیرومند پاکستان بر کله های حضرات خلیلی و محقق و بسم الله خان محمدی و محمد یونس خان قانونی و امپراتور

صاحب شمال، جناب عطاء محمد خان نور و مارشال صاحب دوستم و... وارد نمود، چنان سنگین بود که حتی انرژی و توانایی اندیشیدن سالم و سنجش و سبک سنگین کردن عقلانی برخی مطالب کاملاً مشهود را از اینها گرفته است.
این عالی جنابان، به دلیل سنگینی و ناگهانی بودن این ضربه کاری، هرچند بیست و یک ماه از زمان وارد شدن ضربه بر کله های این ها می گذرد، تا هنوز هم متاسفانه قادر نیستند این واقعیت را درک کنند که دوران اینها گذشت و اینها در حال حاضر در آن شرایطی نیستند که برای تغییر در ساختار دولت یا نظام موجود پیشنهادی به حاکمان سخت سر و تند نشسته بر کرسی قدرت در کابل ارائه کنند؛ یا شرط و شروطی برای آنها بگذارند. افراد فراری ای(به گفته مردم) که نه انسجام دارند، نه تشکل درست، نه جبهه قوی، نه پول، نه حامی و پشتیبان مصممی و نه محبوبیتی در میان ملت، چه گفته باید برای کشورداران پابرجا و بااراده ای که با مهابت و سطوت و محکم بر اریکه قدرت تکیه زده اند و از هیچ جانبی هم به شکلی که تشویشی برایش ایجاد کند تهدید نمی شود تعیین تکلیف کنند؟ 
چنین تعیین تکلیفی، وقتی می توانست یا می تواند مطرح شود، که آقایان فراری، این مترسک های سر جالیز ها، دارای قدرت و دبدبه و جلال و دم و دستگاهی می بودند و چندین جبهه ای منظم و تا دندان مسلح و نیرو مندی هم می داشتند؛ و امارت هم آنقدر ضعیف می بود که توان جنگیدن با اینها را، و ایستادن در برابر اینها را و دفاع از خود را نمی داشت.
وقتی شرایط این چنین نیست، بلکه کاملا" خلاف آن است، چگونه و با چه عقل و منطق و هوش و درایتی می توانند فراری ها انتظار سهیم شدن در قدرت با طالب را داشته باشند - بخصوص با کینه ای دیرینه و دشمنی آشتی ناپذیری که میان اینها و طالب ها وجود دارد؟
اگر فراری ها هوشیار بودند و عقل و تمییز داشتند:
اول، با چنین ملحوظات و چنین نفرتی که در دل های دو طرف نسبت به هم موجود است، آیا کسی چنین پیشنهاد هایی را مطرح می کرد؟ 
و دوم، چگونه می توان توقع و انتظار داشت که امارت، با آن جبروتی که دارد، حاضر به قبول چنین پیشنهاد هائی شود؟
از اینجاست که من می گویم نایب وزیران، والیان، وزیران، معاونان رئیس جمهور های اسبق، سترجنرال ها و جناب مارشال رانده و تارانده از کشور، در حالت اغماء به فکر طرح این پیشنهاد افتیده اند.
اگر فکر این پیشنهاد درعالم بیهوشی و بیخودی، وقتی که انسان در حالت هذیان گفتن است، بر کله های اینها رخنه نه کرده باشد، می توان گفت که پیشنهاد مذکور یا محصل افکار  دیوانه ها است، یا ناشی از خلسه عرفانی - صوفیانه و یا در اثر مستی ای نشات گرفته از شرب شراب هزار دو هزار ساله.
حضرات امپراتور و مارشال، فکر می کنم در حالت نیمه مستی - نیمه دیوانگی پیشنهاد مزبور را دیکته کرده اند و حضرت قانونی صاحب هم آن را با قلم  و نثر روان خود روی صفحه کاغذ بی گناه پرداخته و آراسته و توسط خدایی خدمتگزار معز و بی مدعا، موسیچه پاک جامه، جناب حامد خان کرزی تقدیم حضور امیر صاحب داشته اند!!
 

اخبار روز

04 سرطان 1403

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها