نگاهی به دو سالگی فروپاشی جمهوریت 

چرا آن فروپاشی واقع شد؟  در این دو سال چه گذشت؟  آینده چه خواهد شد؟ 
این نوشته به سه پرسش بالا پاسخ میدهد. 1 - چرا فروپاشی واقع شد؟ 
در میان تمام عواملی که موجب فروپاشی جمهوریت و بازگشت امارت اسلامی طالبان شد، دو عامل برجسته بود:

1 - اتکا و وابستگی مطلق دولت و نظام جمهوری به کمک خارجی یعنی امریکا و غرب در عرصه های مختلف نظامی – امنیتی، مالی و اقتصادی که قطع این کمک ها و پشت کردن حامیان خارجی امریکایی، به فروپاشی کامل دولت جمهوری در پانزدهم آگست 2021  پیش چشمان نیروهای نظامی امریکا و ناتو در پایتخت، انجامید.
پشت کردن امریکا به دولت جمهوری و حاکمان آن در افغانستان بصورت ناگهانی نبود. هر چند این روند در سال 2003 با حملۀ امریکا بر عراق کلید خورد، اما پس از سال 2014 نشانه های اجرایی شدنش آغاز شد. با شروع مذاکرات مستقیم امریکا و طالبان در قطر در غیاب دولت جمهوری و سپس موافقت نامۀ دوحه میان دوطرف در 29 فبروری 2019، خروج امریکا از افغانستان و رها کردن دولت مورد حمایت شان قطعی شد. در حالی که بسیاری از دولت مداران جمهوری و سیاست مداران نشسته بر سفرۀ جمهوریت از رهبران تنظیمی و جهادی تا افراد و چهره های آورده شده از غرب به شمول اشرف غنی و حتی حامد کرزی، باور به خروج امریکا از افغانستان نداشتند و می پنداشتند که امریکا هم چنان با قوای نظامی خود سال های طولانی در افغانستان باقی می ماند، آنچنانکه در کوریای جنوبی، جاپان، آلمان و ده ها کشور دیگر باقی ماند.
 
2 - بی لیاقتی، بی ظرفیتی، و بی مسئولیتی حاکمان دولت جمهوری و سیاست مداران تنظیمی و غیر تنظیمی شریک سفرۀ جمهوریت در شکل دهی یک دولت سالم، ملی، مسئول و پاسخگو. 
در راس این دولت جمهوری، نخست حامد کرزی و بعد اشرف غنی قرار گرفت و سایر گروه های سیاسی و تنظیمی به خصوص جمعیت اسلامی افغانستان و تمام عناصر و گروه های منسوب به آن از شریکان اصلی این دولتِ مورد حمایت امریکا و ناتو بودند. اما آنها نتوانستند دولت و نظام سالم، شهروند محور، قانونمدار و پاسخگو  را با استفاده از کمک های هنگفت امریکا و غرب در افغانستان شکل دهند. تمام سال های جمهوریت را این ها در تعارض درونی و فساد فزایندۀ سیاسی و مالی سپری کردند. صرف نظر از اینکه هر کدام طرف دیگر را مقصر و مجرم در ناکامی و ناپایداری دولت و نظام جمهوری می پندارند و معرفی می کنند، تقصیر و جرم این ناکامی و شکست را همه بدوش می کشند و تمام آنها با درجات متفاوت، مقصر وگنهکار هستند.  حامد کرزی، داکترعبدالله و اشرف غنی در راس تمام مقصران و گنهکاران دولت جمهوری قرار دارند و مسئول خبط ها و غلطی های خود در آن دولت فاسد، ناکام و فروپاشیده شمرده می شوند. 


2 - در این دو سال چه گذشت؟ 
نکات بسیار مهمی را در تعریف دوسالِ گذشته میتوان اینگونه بر شمرد: 
1 - تمام نهاد های دولت و نظام سیاسی مانند پارلمان، قانون اساسی، نهادهای نظامی و امنیتی و غیره که در بیست سال قبل از آن با هزینۀ ده ها ملیارد دالر خارجی ها و تلفات ده ها هزار نیروی نظامی و ملکی افغانستان ساخته شده بود، از میان رفت. 
2 - دروازه های تعلیم و تحصیل و کار بروی دختران و زنان بسته شد. صد ها هزار و حتی ملیون ها دختر در سراسر افغانستان از ادامۀ تعلیم و آموزش در دوران متوسطه و ثانوی مکتب و از ادامۀ تحصیل در نهادها و مراکز تحصیلات عالی باز ماندند. 
3 - سطح کیفی آموزش و تحصیل نیز در مکاتب و دانشگاه ها برای شاگردان و محصلین پسر با ترک درصدی قابل ملاحظۀ استادان و معلمان اُفت کرد و بسوی قهقرا رفت. 
4 - صدها هزار نفر به خصوص که در نهادهای نظامی و امنیتی دولت جمهوری فروپاشیده کار می کردند و تمام زنان شاغل در نهاد های مختلف آن دولت، بیکار شدند. بیکاری و ناامیدی، فقر و درماندگی را در کشور که در سال های قبل نیز گسترده بود، گسترده تر و عمیق تر ساخت. 
5 - ترک افغانستان و فرار مردم به خصوص قشر جوان که بعضی هم دارای تحصیلات بودند در دوسالی که گذشت، بخش دیگر از وضعیت اسفبار و تلخ جامعه و کشور ما است. هر چند آمار دقیقی از این مهاجرت انبوه ارائه نشده، اما حدس زده می شود که بیشتر از دو ملیون نفر افغانستان را در این دوسال ترک کردند و هنوز این روند ادامه دارد. 
6 - بسیاری از رهبران تنظیمی و سیاسی شریک قدرت در جمهوریت بیست ساله از افغانستان آواره شدند. قصر ها، قطار موترهای زرهی و تمام جایدادها و دارایی های غیر منقول را که بگونۀ نامشروع بدست آورده بودند، پشت سر خود در افغانستان گذاشتند. 
7 - برای اولین بار در حدود نیم قرن اخیر که افغانستان در جنگ و بی ثباتی به سر میبرد و جزایر متعدد قدرت شکل گرفته بود، در ادارۀ یک دست و یک پارچۀ طالبان به عنوان یک گروه درآمد. به جنگ میان گروه های مختلف و میان دولت جمهوری و نیروی طالبان حاکم که یک ربع قرن ادامه داشت، پایان داده شد. قوماندان های تنظیم های جهادی و غیر تنظیمی باقی مانده از نیروها و ملیشیای دوران حکومت حزب دموکراتیک خلق با نیروها و تسلیحات شان از حضور در سراسر افغانستان حذف شدند. 
8 - امنیت راه ها در سراسر افغانستان برای رفت و آمد و سفر تا حد بسیار زیاد اعاده گردید. فساد بسیارعمیق و گستردۀ مالی که در جمهوریت وجود داشت و حتی تا پنجاه  در صد و بیشتر از آن، عواید گمرکی، ترانسپورت، مالیات و غیره عواید داخلی مورد دزدی و غارت حاکمان و ماموران جمهوریت قرار می گرفت و حتی در سطح معاون رئیس جمهور، وزیر، معین، رئیس، وکیلان مجلس نمایندگان، رهبران، قوماندانان، زورمندان و تفنگ سالاران از عواید داخلی سهم دزدی و غارتگری خود را می گرفتند، بسیار و بصورت چشمگیری کاهش یافت و یا از میان رفت. درصدی جمع آوری عواید داخلی برخلاف گذشته که در دزدی و غارتگری و ضعف اِعمال حاکمیت و اجرای قانون ضایع و حیف و میل می شد، بسیار بالا رفت، هر چند که فقر و بیکاری عمومی گسترش یافت. 
9 - اعتراض و مخالفت در برابر وضعیت موجود حاکم که چه بصورت مسلحانه در نقاط محدودی انجام یافت و چه بصورت اعتراض و تظاهرات خیابانی که توسط زنان و دختران صورت گرفت، با خشونت کامل سرکوب شد. صدها نفر در ولایت پنجشیر، اندارب و خوست بغلان، فرخار و اشکمش تخار، بلخاب سرپل در جنگ و مقاومت مسلحانه جان باختند. هزاران نفر به ظن مخالفت و مقاومت به زندان ها افگنده شدند. 
10 - هیچگونه اقدام عملی و مشهود برای شکل گیری دولت متعارف از سوی طالبان در این دو سال انجام نیافت. نه قانون اساسی ساخته شد، نه تفکیک قوای سه گانه بوجود آمد، نه پارلمان به عنوان قوای قانونگذاری و نظارت بر عملکرد حکومت شکل گرفت،  نه انتخاباتی برگزار شد، نه نهادهای برآمده از انتخابات برای اداره و مدیریت عرض وجود کرد، نه مدیریت های مسلکی و تخصصی در نهادهای دولتی و حکومتی تعیین و توظیف شد و حتی در این دوسال نیروهای نظامی و امنیتی که کم از کم در لباس و شکل ظاهری به عنوان پولیس و نیروی امنیتی موجب اطمینان مردم شود، ساخته و تنظیم نشد. 
11 - مطالبات کشورهای مختلف دنیا از همسایگان تا کشورهای منطقه و کشورهای غربی علی رغم رقابت و خصومت میان هم بر سر تشکیل دولت همه شمول در کابل نادیده و ناشنیده گرفته شد. در حالی که هیچ کشوری،  سلطه و حاکمیت طالبان را در این دوسال به عنوان حکومت رسمی و مشروع افغانستان برسمیت نشناختند، اما تمام آنها در عمل با طالبان  وارد تعامل و رابطه شدند. این تعامل از بازبودن سفارت خانه های بعضی کشورها در کابل تا اعطای ملیاردها دالر به نام کمک های بشری و تا تامین رابطۀ تجارتی و اقتصادی و تماس های مستمر دیپلوماتیک  وحتی استخباراتی وامنیتی، انجام شد و انجام می شود.
  تمام کشورهای ذیدخل در افغانستان، از همسایگان و کشورهای منطقه تا امریکا وغرب احساس نیاز به این تعامل و رابطه داشته اند و دارند. چنین وضعیت هر گونه تاثیرات و پیامد منفی را برای طالبان  در عدم برسمیت شناسی می زداید و طالبان را بی نیاز و بی اعتنا در رسمیت شناسی از سوی آنان می سازد. 

3 - آینده چه خواهد شد؟ 
این احتمال بسیار عملی و واقعی به نظر میرسد که آینده، همینگونه که است، خواهد بود. 
چرا؟ 
تغییر در وضعیت موجود به خصوص وضعیت موجود سیاسی به عوامل داخلی و خارجی بر می گردد. اما تمام این عوامل در هر دو بُعد خارجی و داخلی حکایت از حفظ و دوام وضعیت موجود دارد.

1 - عوامل خارجی
اگر به تاریخ معاصر افغانستان به خصوص به تاریخ نیم قرن اخیر بی ثباتی و جنگ در این کشور نگاه شود، این نتیجه بدست می آید که عامل و عوامل خارجی در تغییر و تحول وضعیت سیاسی و نظامی و حتی اقتصادی و اجتماعی افغانستان تاثیر و نقش بسیار مهم و تعیین کننده داشته است. دولت ها و نظام های حاکم در این دوره با کمک خارجی و حتی با حمله  و حضور نظامی خارجی یا اشغال خارجی سرنگون شدند یا شکل گرفتند و مجال بقا یافتند و با پایان این کمک ها و رفتن خارجی ها سرنگون شدند. اما در وضعیت فعلی هیچ کشور خارجی برای تغییرحاکمیت و امارت طالبان، اراده و برنامه ای ندارد. امریکایی ها و غربی ها دیگر به جنگ افغانستان و دخالت نظامی بر نمیگردند و  برای جنگ مخالفان طالبان،  کمک نظامی و حتی سیاسی ارائه نمی کنند. برخلاف، امریکایی ها و غربی ها خواهان حفظ وضعیت موجود یا ادامۀ امارت طالبان هستند و برای این منظور ملیارد ها دالر را در این دوسال به افغانستان تحویل دادند و مصرف کردند. آنها حفظ وضعیت موجود را از یکسو برای جلوگیری از بی ثباتی و فروپاشی مطلق اقتصادی و سیاسی در جهت جلوگیری از فرار دسته جمعی مردم بسوی غرب و از سوی دیگر در بازی های منطقه ای و جهانی شان علیه کشورهای متخاصمی چون روسیه و ایران و حتی چین ضروری تلقی می کنند. 
کشورهای همسایه و منطقه چون روسیه، هند و همسایگان افغانستان که بعضاً مانند روسیه و جمهوری اسلامی ایران که در مخاصمت با امریکا و غرب قرار دارند، نیز برای تغییر وضعیت فعلی هیچ برنامۀ نظامی و سیاسی ندارند. در واقع بصورت نانوشته و توافق ناشده، تمام کشورهای خارجی اتفاق نظر و اتفاق سیاست دارند که با طالبان خود را درگیر دشمنی و جنگ نکنند و بر خلاف آن، راه رابطه و تعامل نزدیک و گسترده را در پیش بگیرند که گرفته اند. حتی تمام کشورهای خارجی برای برآورده شدن مطالبات خود مانند: تشکیل دولت فراگیر، تامین حقوق زنان، رعایت حقوق بشر و ارزش های که بیشتر غربی ها از آن سخن می گویند، هیچگونه اقدام و فشار نظامی و سیاسی را بر طالبان اِعمال نمی کنند. بنا بر این، فکتور خارجی که در تغییر وضعیت حاکم همیشه مهم و تعیین کننده بوده است، فعلاً وجود ندارد و منتفی است

2 - عوامل داخلی
عوامل داخلی تغییر در وضعیت موجود در دو جهت و از دو زاویه قابل مطالعه و پیش بینی است:
اول، تغییر توسط مخالفان و حتی مردم که از راه نظامی، شورش و اعتراضات جمعی و سرتاسری بتوانند بوجود بیاورند. 
دوم، تغییر توسط حاکمان که با تغییر روش و سیاست خویش، ایجاد کنند. 
اوضاع فعلی حکایت از عدم تغییر ناشی از هر دو عامل داخلی است. مخالفان وضعیت موجود یا مخالفان طالبان چنین توان و ظرفیت را نه تنها در بُعد نظامی و شورش و اعتراضات عمومی ندارند، بلکه از نظر سیاسی نیز فاقد این ظرفیت هستند. وقتی آنها در این دو سال یک قدمی رو به جلو از نظر سیاسی برنداشتند، پس از این نیز بر نخواهند داشت و هر روز هم اعتبار خود را از دست میدهند. 
هیچگونه نشانه هایی از اعتراض عمومی مردم برای تغییر وضعیت سیاسی فعلی در این دو سال بروز نکرد. حتی مردم در پایتخت پنج شش ملیونی کابل و شهرهای کلان دیگر افغانستان برای بازکردن دروازه های مکتب و دانشگاه بروی دختران خود حرکت اعتراضی انجام ندادند و حتی برای این امر، تقاضا و التماس نکردند. نکتۀ بسیار شگفت آور این است که در افغانستان یک ذهنیت مهاجرت و در واقع فرار جمعی به جای ماندن و تلاش برای تغییر وجود دارد، چیزی که کمتر می توان نظیر آنرا در کشورهای دیگر جهان مشاهده کرد. 

تغییر توسط طالبان به خصوص در عرصۀ وضعیت سیاسی افغانستان نیز عجالتاً و در آیندۀ نزدیک، منتفی است. نشانه ها و دلایل متعددی در این دو سال حکایت از عدم این تغییر دارد. طالبان  خود را تحت هیچگونه فشار خارجی و داخلی در ابعاد مختلف نظامی، امنیتی، اقتصادی و غیره نمی بینند تا گامی بسوی تغییر وضعیت سیاسی در جهت تشکیل دولت فراگیر و تغییر در وضعیت زنان و دختران بردارند. نکتۀ قابل توجه این است که عواید مالی طالبان  در دو سالی که گذشت بیشتر از مصارفی است که برای حاکمیت و مدیریت افغانستان هزینه می کنند. حتی اگر عواید آنها کاهش یابد، به آسانی و با انعطاف می توانند مصارف خود را با عواید شان در جهت ادامۀ حاکمیت هماهنگ کنند.  
از نظر نظامی نیزطالبان  وسایل و ابزار فوق العاده دارند. کافی است که دانسته شود آنها صاحب و مالک هشتاد و پنج ملیارد دالر تسلیحات و تجهیرات نظامی شدند که امریکا و غرب  در بیست سال برای جمهوریت تامین کرد. 
هیچگونه نشانه های قابل توجه و مشهودی که حکایت از تغییر سیاست درونی طالبان باشد در این دو سال به مشاهده نرسید. روایت شرعی که مبنا و دلیل این سیاست تلقی و ارائه می شود، روایت غالب و غیر قابل تغییر به نظر میرسد. بروز اختلافات درونی طالبان که گاهی عامل و امیدی برای تغییر مطرح می شود، وجود ندارد و اگر هم باشد، نامحسوس و غیر موثر است. 
در حالی که احتمال تغییر وضعیت از نظر سیاسی بسیار اندک و حتی در کوتاه مدت غیر عملی است، تغییر در وضعیت اقتصادی بصورت تدریجی و آرام می تواند انجام یابد. امریکا و غرب به اعطای چند ملیارد دالری که به هر نامی به افغانستان سرازیر کرده اند، ادامه می دهند. کشورهای همسایه و منطقه به تعامل و رابطۀ اقتصادی و تجارتی خود با طالبان  ادامه می دهند و آنرا در جهت منافع خود ارزیابی می کنند. احتمال سرمایه گزاری های اقتصادی و تجارتی همسایگان و کشورهای منطقه در افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان  بصورت فزاینده بیشتر می شود و ادامۀ این وضعیت به تغییرات تدریجی در وضعیت اقتصادی می انجامد. گزارش اخیربانک جهانی در آغاز آین ماه(آگست2023) نیز حکایت از این تغییر مثبت در وضعیت اقتصادی دارد وممکن است این تغییر ادامه و گسترش یابد. 

نکتۀ آخر اینکه ادامۀ وضعیت سیاسی موجود بستگی به ادامۀ وضعیت و سیاست عوامل مختلف به خصوص عوامل خارجی دارد. اما هر گونه حوادث و پیش آمد غیر مترقبه که به مخاصمت و جنگ کشورهای خارجی شامل همسایگان و کشورهای دیگر با طالبان بینجامد، به دگرگونی وضعیت سیاسی در افغانستان می انجامد. چنین حالتی می تواند افغانستان را دوباره به میدان جنگ های نیابتی و میدان بازی های استخبارات کشورهای خارجی تبدیل کند و وضعیت سیاسی را دگرگون سازد و یا بسوی دور دیگری از بی ثباتی و جنگ ببرد.
 

اخبار روز

04 سرطان 1403

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها